ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٧ - قيامت
روشن و از موارد مشتبه نتائج جمع آورى آن اموال را مى بيند كه گريبانگيرش شده و هم اكنون در صدد مفارقت از آنها استكه آن اموال به بازماندگان پس از او متعلَّق مى شود و از آنها بهره مند مى گردندو برخوردار ميشوندگوارائى آن اندوختهها نصيب ديگران مى گرددو بار سنگينش بدوش اودر حالى كه گروهاى آن مرد بآن اموال بسته شده استاو از پشيمانى ظهور واقعيّات و نتائج كردار و گفتار و انديشه هايش دست با دندان مى گزدو اعراض ميكند از آنچه كه در روزگار عمرش رغبت بآن داشتو آرزو ميكند كسى كه در بارهء اندوختهها به او رشك مى برد و حسادت ميكرد ، آن اندوختهها را حيازت ميكرد نه او [ او در اين تخيّلات و تفكَّرات مشغول است ] كه مرگ نفوذ خود را در بدن او ادامه مى دهد ، تا اين كه زبانش در گراييدن به خاموشى ، ملحق به گوشش مى گردداكنون در ميان خاندانش قرار گرفته نه با زبانش سخنى مى گويدو نه با گوشش صدائى را مى شنودچشم براى نگاه در روى اعضاى خاندانش مى گرداندحركات زبان آنان را مى بيندولى موج سخنشان را نمى شنودسپس مرگ در فراگيرى همهء وجود او مى افزايدبينائيش گرفته مى شود چنانكه شنوائيش گرفته شده بوددر اين حال است كه روح از بدن او خارج مى گردد و لاشه اى در ميان خانواده اش مى افتداعضاى خانواده از نزديكى به او وحشت نموده از او دورى مى جويندنه پاسخى به گريه كننده اى داردو نه جوابى بكسى كه او را بخواندسپس او را برداشته بآخرين منزلگهش در زمين برده و به عملش مى سپارندو از ديدارش منقطع مى گردند .
قيامت تا آن گاه كه حكم مقرّر در بارهء بندگان به پايان برسدو امور خلقت به تقديرات نهائيشو آخر مخلوقات به اوّل آنها ملحق گرددو امر خداوندى طبق ارادهء او براى تجديد مخلوقاتش صادر شودآسمان را باهتزاز در آورد و آنرا بشكافدو زمين را بحركت در آورده و آنرا بلرزاندو كوهها را از جا كنده و آنها را متلاشى سازدبعضى از آن كوهها بعضى ديگر را از هيبت جلال و وحشت از