ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٥ - شرط ششم - استمداد از خدا
دست بدعا و نيايش بردارد و همينطور تعليم و تربيت صحيح يعنى كار و نيايش مستمرّ در پاسخ اين سؤال مى گوئيم : اين گونه بدآموزىها و بدفهمى ها است كه بشريّت را در هر جامعه و هر دوره اى ، از انسانهاى صاحبنظر و رشد يافته مگر بسيار بسيار محدود ، محروم مى سازد ، نه خير . مقصود از استمداد از خدا ، آن نيست كه در سؤال طرح شده است ، بلكه مقصود اينست كه با وجود مشتركات فراوانى در افراد نوع انسانى ، تفاوتهاى بسيار زياد ميان افراد وجود دارد ، بطورى كه اگر بخواهيم تعليم و تربيت بحدّ نصاب برسد ، براى هر فردى يك معلَّم و مربّى لازم است . وقتى كه در برابر انسانى قرار بگيريم كه باضافهء مشتركاتى كه با ديگران دارد ، داراى مختصّاتى براى خود نيز ميباشد كه حتّى ممكن است ساليان متمادى با آن انسان زندگى كنيم ، ولى بهمهء مختّصات او پى نبريم ، قطعى است كه هيچ راهى براى اجراى تعليم و تربيت با در نظر گرفتن همهء ابعاد او ، جز استمداد از خدا نداريم . او است كه مى تواند دست ما را در تعليم و تربيت بندگانش بگيرد . آيا نماز خواندن ابن سينا براى حلّ مشكلات علمى كه ناتوانش ميكرد ، جز اينست كه در تعليم خويشتن از خدا استمداد مى نموده است آيا مولوى با آن مغز و روان تابناك و شگفت انگيزش نمى گويد :
< شعر > اين قدر گفتيم باقى فكر كن فكر اگر جامد بود رو ذكر كن < / شعر > كه خود آن ذكر موجب تموّج و فعّاليّت فكر مى گردد و حقائقى كشف مى شود - < شعر > ذكر آرد فكر را در اهتزاز ذكر را خورشيد اين افسرده ساز اين قدر گفتيم ليك اندر بسيج بىعنايات خدا هيچيم و هيچ بىعنايات حق و خاصان حق گر ملك باشد سياهستش ورق اى خدا اى قادر بىچند و چون واقفى بر حال بيرون و درون اى خدا اى فضل تو حاجت روا با تو ياد هيچكس نبود روا اين قدر احسان تو بخشيده اى تا بدين بس عيب ما پوشيده اى قطرهء دانش كه بخشيدى ز پيش متّصل گردان به درياهاى خويش قطرهء علم است اندر جان من وارهانش از هوى و ز خاك تن پيش از آن كاين خاكها خسفش كند پيش از آن كاين بادها نشفش كند < / شعر >