ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٤ - شرط ششم - استمداد از خدا
نمى شود ، بلكه چه بسا موجب سقوط ارزشهاى والاى انسانى هم مى گردد و بجاى تبدّل يك حسين بن عبد اللَّه بخارى ( بخارائى ) فرزند ستاره خانم به الشّيخ الرّئيس ابن سينا و تبدّل يك محمّدى بلخى به جلال الدّين محمّد مولوى و تبدّل يك آقا مجدود به ابو المجد مجدود بن آدم سنائى حكيم و تبدّل يك فرزند مجسّمه ساز معمولى به سقراط حكيم و يك بردهء افسر نرون به اپيكتيتوس فيلسوف ، همهء اينها مانند ميليونها آدميزادگان در سراشيبى حيوانيّت محو مى گشتند و از بين مى رفتند . اين عظماى تاريخ و هزارها شخصيّتهائى مانند اينان از سازندگان اقليم انسانيّت و بالاتر از اينان از اولياء اللَّه هائى كه وجود هر يك به تنهائى توانسته است پاسخى به سؤال فرشتگان در بارهء حكمت خلقت حضرت آدم عليه السّلام و نسل او بر روى زمين بوده باشد ، همه و همه با كيفيّت و كمّيّتهائى مختلف از معلَّمان و مربّيانى عاشق و علاقمند به پيشرفت تكاملى متعلَّمان و تربيت پذيران خود بودهاند . مى توان گفت : همهء شخصيّتهاى بزرگ تاريخ مگر افرادى معدود و استثنائى از چنان آموزگاران و مربّيان عاشق برخوردار شدهاند . در آن هنگام كه تعليم و تربيت براى يك معلَّم و مربّى وسيلهء محض معاش تلقّى شود ، بديهى است كه ملاك او همان پاداشى است كه براى كار خود در نظر گرفته است و ملاك كار او رشد علمى و وجودى رهروان مسير علم و معرفت نيست و چون ملاك او پاداش مادّى است ، ممكن است چهرهء تعليمى و تربيتى او و طرز گفتار و رفتارش با رهروان مسير علم و معرفت ، علم و گرديدن تكاملى را بىارزش بسازد . آرى ، اين حدّاقلّ ضررى است كه اين سوداگران مى توانند به سالكان طريق علم و معرفت وارد بسازند و آن عبارتست از بىارزش ساختن حقيقتى بنام انسانيّت ، زيرا دانشپژوه و هر كسى كه خود را در اختيار اين گونه معلَّمان و مربّيان قرار دادهاند ، از طرز گفتار و كردار و رفتار آنان ، ناچيزى انسان و انسانيّت را نتيجه مى گيرند و براه تاريك و منحرف مى افتند . و بقول آن شاعر دانا - بعوض كعبه راهى تركستان شوند .
شرط ششم - استمداد از خدا معلَّم و مربّى بايد همواره در حال استمداد از خدا باشند . در حال استمداد از خدا بودن يعنى چه آيا باين معنى است كه معلَّم و مربّى يك كار انجام بدهد و سپس