ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣١ - نيازمند مطلق در اختيار غنىّ مطلق
بر غير خويشتن براى شخص نيازمند بديهىتر از انقسام هر عدد زوج به دو عدد مساوى است ، زيرا انقسام مزبور اگر چه يك امر ضرورى است ، ولى تلازم بديهى در تصوّر ندارد ، يعنى چنان نيست كه هر كس هر عدد زوجى را در هر حال كه تصوّر كرد ، بالبداهه انقسام به دو عدد مساوى را بايد تصوّر نمايد ، در صورتى كه بمجرّد تصوّر نياز و نيازمند ، بالبداهه تصوّر تكيه و متّكى بدنبال آن بوجود مى آيد .
كسانى كه گمان مى كنند هر جاندارى ذاتا خود را اداره مى كند و علَّت ابقاى هر جاندارى خود آن است ، در حقيقت از درك معناى تحوّل مستمرّ حيات در جاندار ناتوانند و نمى فهمند كه - < شعر > هر نفس نو مى شود دنيا و ما بيخبر از نو شدن اندر بقا عمر همچون جوى نو نو مى رسد مستمرّى مى نمايد در جسد < / شعر > اگر چنين است ، پس چرا ما اين تحوّل نو بنو را نمى بينيم و همهء اشياء جز متحرّكهاى محسوس را ، ثابت مى بينيم پاسخ شما اينست كه - < شعر > شاخ آتش را بجنبانى بساز در نظر آتش نمايد بس دراز اين درازى مدّت از تيزىّ صنع مى نمايد سرعت انگيزىّ صنع پس ترا هر لحظه مرگ و رجعتيست مصطفى فرمود دنيا ساعتيست < / شعر > اگر بخواهيم براى هر يك از جانداران ، يك عامل مستقلّ از طبيعت خود جاندار كه حافظ بقاى آن باشد ، فرض كنيم ، در اين صورت باضافهء بازگشت باين سؤال كه حفظ - كنندهء بقاى آن جاندار ، كه يك حقيقت طبيعى و قطعا در حركت است ، چيست اين اعتراض لا ينحلّ پيش مى آيد كه اين چگونه تفكَّر علمى است كه يك عامل فوق طبيعى را از بيم پذيرش فوق طبيعى بودنش حذف كنيم و بجاى آن ، براى هر يك از جانداران يك خدا اثبات كنيم اين همان خطاى فكريست كه ارتوركومپتون كه در علم فيزيك مرد مشهوريست ، بجاى آنكه تأثير و تصرّف خدا را در فنومنهاى آتميك معتقد شود ، براى هر الكترون يك خدا اثبات مى كند و آنگهى آيا نبايد دخالت عامل فوق طبيعى را در بقاى جانداران كه در عرصهء طبيعت و قوانين آن در حال كون و فساد و تشكَّل و تجزئه است بپذيريم ، در صورتى كه اين تحوّل بوسيلهء موادّ بيجان مانند غذاهائى كه جاندار از آنها استفاده ميكند ، انجام مى گيرد و بعبارت مختصرتر نمى توان از نظر علمى ، بقاء