ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٣ - ٣ - دوران بعثت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم از ديدگاه علىّ بن ابي طالب عليه السّلام
در آن دوران خشن ، و مردم آن ، گردن بر زوال و نابودى نهاده بودند ، مدّتش رو به انقطاع دنيا ، و رو به زمان بروز علامات قيامت . مردم آن دوران رو به انقراض و گسيختن از حلقهء نظم معقول زندگى و برخوردارى از دين و بريده شدن از سبب ( طناب ) اجتماع ، در آن دوران نشانهاى هدايت [ پيامبران و حكماء و خردمندان ] كهنه و فرسوده و معايبش آشكار و امتدادش كوتاه گشته بود . خداوند متعال آن حضرت را تبليغ كنندهء رسالتش قرار داد و كرامتى براى امّتش و بهارى حيات بخش براى اهل زمانش و عظمتى بر ياران و شرفى بر ياورانش . ) مفاد بعضى از جملات ، بيان مختصّات جريان طبيعى دنيا است مانند اين كه هر روزى كه از آن مى گذرد ، يك روز بآخرت نزديك مى شود . و مانند نزديك شدن به علامات قيامت . و امّا آن مختصّاتى كه مربوط بخود آن دوران بوده از اين قرار است : الف - بجهت و شكوفائى دنيا پس از روشنائى بوسيلهء حضور انبياء عليهم السّلام و رواج عمل به دين كه همهء ارزشهاى انسانى را بيان مى نمايد و مردم را به تقيّد بآن ارزش ملزم مى كند ، مبدّل به تاريكى گشته بود . در اين مورد و ايتهد جمله اى مى گويد كه گوئى آنرا از نهج البلاغه گرفته است . او در كتاب ماجرا و سرگذشت انديشهها [ عقائد ] مى گويد : « فلاسفهء اسكندريّه [ مانند فيلون اسكندرى ] نظام فلسفى قابل توجّه در الهيّات بوجود آوردند ، پس از مدّتى دوباره علم گرايى رونق جديدى بخود گرفت و در نتيجه بار ديگر دنيا وضوح و روشنائى خود را از دست داد ، زيرا پروفسورها خواستند بر پيامبران پيشى ( تقدّم ) بگيرند » ب - مردم آن دوران گرفتار شدائد و ناگواريهاى سخت بودند .
ج - در معرض هلاكت و نابودى .
د - گسيخته شدن از نظم معقول زندگى .
ح - زشتىها و بدىها در آن دوران آشكار بود . هر چهار موضوع ب ، ج ، د ، ح از آثار قطعى دورى از تعليمات و تربيتهاى انبياء و اوصياء و حكماء راستين است كه در دوران جاهليّت در محيط بعثت پيامبر و در هر نقطه اى ديگر از دنياى آن روز كه دور از مربّيان و معلَّمان الهى مى زيستند ، حكمفرما بوده است .