ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٧ - گروه سوم - مطالبى است كه رابطهء امير المؤمنين ( ع ) را با انسانها بيان مى نمايد
در اين دنيا فروختند و آنرا هلاك ساختند . صنف دوم - كسانى هستند كه خود را مالك شدند و آنرا آزاد ساختند . ) تفسير اين جملهء مختصر به يك مجلَّد كتاب مستقلّ نياز دارد كه بخوبى توضيح داده شود . مى گويد : اگر حيات آدمى انسان محورى بوده باشد ، يعنى انسان يك جزء ناآگاه از طبيعت نباشد كه هستى و نيستى او در بازيگاه طبيعت بىاصل و بىهدف باشد ، بايد شخصيّت انسانى خود را از عوامل جبر نما و نابود كننده بگيرد و آنرا در مسير رشد و كمال آزاد بسازد كه با تكاپوى انقطاع ناپذير راه هدف اعلاى زندگى خود را طىّ كند . و در آنجملات از نهج البلاغه كه پستىها و ناهنجاريهاى دنيا بميان آمده است ، در حقيقت ، مقصود پستىها و ناهنجاريهاى ارتباط مردم با دنيا است كه آنرا جايگاه وصول به هدف مطلق زندگى تلقّى ميكنند و آنرا مورد پرستش قرار مى دهند و خود را در زر و زيور و مزاياى نسبى دنيا چنان غوطه ور مى سازند كه گوئى اين دنيا مقدّمهء يك حيات جاودانى نيست .
گروه سوم - مطالبى است كه رابطهء امير المؤمنين ( ع ) را با انسانها بيان مى نمايد .
رابطهء امير المؤمنين ( ع ) با انسانها ، با در نظر گرفتن هويّت و مختصّات انسانها قابل درك و توضيح است . امير المؤمنين ( ع ) اين موجود را يك جاندار داراى ابعاد و استعدادهاى متنوّع مى بيند كه اگر بوسيلهء تعليم و تربيت و ارشاد ، آن ابعاد و استعدادها را در راه هدفهاى انسانى - الهى به فعليّت نرساند ، پستترين و ضعيفترين موجوداتست و اگر آن نيروها را در تقويت خود طبيعى بكار بيندازد درنده ترين و مضرّترين جانوران است . اينست هويّت انسانى با مختصّاتى كه دارد و امّا از ديدگاه الهى ، انسان موجوديست كه در هدف اعلاى آفرينش منظور خداوندى بوده و مادامى كه او خود را با اختيار خود از مجراى حيات كه چشمه سار جارى به اقيانوس ابديّت است ، بيرون نياورد ، از همهء جهات بايد مورد محبّت و نوازش و احترام قرار بگيرد . در يكى از جملات چنين فرموده است : أنا أريدكم للَّه و أنتم تريدونى لأنفسكم [١]
[١] خطبهء ١٣٦ .