ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٢ - مطلب دوم - نويسنده مى گويد ١٧١ مذهب اگر صحيح باشد بايد ثابت باشد ١٨٧
مقرّر است ، مى سازد . كسى كه زراعت را انتخاب مى كند و يا دامدارى را براى معاش خود برمى گزيند ، با كمال اختيار خود را در معرض پرداخت حقّ زكاة با جمع شدن شرائط آن قرار مى دهد . و كسى كه آزادانه به مسافرت مى رود ، با حصول شرائط مزبوره در فقه ، خود را مشمول قصر ( نماز شكسته خواندن ) مى نمايد . و بطور كلَّى انتخاب آزادانه طرق و موضوعات در زندگى ، موجب فعليّت احكامى مى شود كه مشروط بانتخاب آن طرق و موضوعات ميباشد .
قسمت چهارم - احكام مبتنى بر عناوين ثانويّه
قسمت چهارم - احكام مبتنى بر عناوين ثانويّه كه عبارتند از احكامى كه فقهاء جامع الشّرايط بجهت بروز مصالح و مفاسد مقتضى ، آن احكام را مقرّر مى دارند و پس از منتفى شدن علَّت ، آن احكام را لغو مى نمايند ، بلكه خود بخود لغو ميشوند .
و بديهى است كه اين احكام متغيّر و تابع حوادث و جريانات روزگار مى باشند .
قسمت پنجم - احكام اضطرارى كه هر كسى در صورت ناتوانى از عمل به احكام اوّليّه و اختياريّه ، محكوم بآن احكام ميباشد
قسمت پنجم - احكام اضطرارى كه هر كسى در صورت ناتوانى از عمل به احكام اوّليّه و اختياريّه ، محكوم بآن احكام ميباشد ، مانند حكم به وجوب تيمّم در صورت فقدان آب يا مضرّ بودن استعمال آن ، و مانند خوردن گوشت حيوانى كه ذبح شرعى نشده است در حال اضطرار و معلوم است كه با منتفى شدن اضطرار احكام اضطرارى هم منتفى مى گردند .
مطلب سوم - نويسنده مى گويد : « مذهب توليد اختلاف و نزاع ما بين پيروان و امم مذاهب مختلفه ميكند
مطلب سوم - نويسنده مى گويد : « مذهب توليد اختلاف و نزاع ما بين پيروان و امم مذاهب مختلفه ميكند چه هر يك خود را حقّ و ديگران را باطل ميداند ، در صورتى كه تمام از يك ريشه توليد شده و داراى صفات عمومى و مطابق مى باشند « آيا در نظريّات سياسى ، علمى ، حقوقى ، هنرى ، اخلاقى و عناصر فرهنگى بطور كلَّى ، اختلاف و نزاع وجود ندارد آيا اختلافات سياسى در طول تاريخ بشريّت ، قدرتها را در برابر هم قرار نداده است آيا از روياروئى قدرتها كارزارهاى سهمگين بوجود نيامده است آيا كارزارها صدها ميليون بشر را بخاك و خون نينداخته است آيا جنگ اوّل و دوم جهانى كه مجموعا در حدود شصت ميليون را بخاك و خون كشيد و انسانهاى بىشمارى را مجروح معلول و بيخانمان ساخت مربوط به اختلافات مذهبى بوده است آيا اين همه حقّ كشىها و انسان كشىها مستند به اختلافات مذهبى است حال