ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٤ - آغاز عبادت آگاهى از جان پاك است كه شعاعى از اشعّهء خداوندى است و پايان آن رسانيدن اين جان به جاذبهء ربوبى
بنا بر آنچه كه در بعضى از روايات آمده است و با نظر به ضماير موجود در آيات مربوطه كه براى عقلا است ( هم ) و ( هؤلاء ) خداوند واقعيّات را به آدم عليه السّلام بوسيلهء اسماء مقدّسهء خمسه ( محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام ) كه كاملترين واقعيّات عالم مخلوقات هستند تعليم فرموده است .
٢ - ( عَلَّمَ الإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ ) [ العلق آيه ٥ ] ( خداوند تعليم كرد بانسان آنچه را كه نمى دانست . ) و همچنين اوّلين مربّى ربّ العالمين است كه خدا است . در اين مبحث مسئلهء بسيار مهمّى مطرح مى شود كه بايد آنرا مورد بررسى قرار بدهيم . مسأله اينست كه اگر معلَّم و مربّى حقيقى خدا است ، چرا اكثريّت انسانها از « حيات معقول » كه قطعا خواستهء خدا از تعليم و تربيت است بىبهره هستند پاسخ اين مسأله با نظر به اختيارى كه خداوند به انسانها عنايت فرموده ، واضح است . خلاصهء جريان تعليم و تربيت خداوندى و اثرى كه از اين جريان بوجود مى آيد ، بدينقرار است - در اوّل اين مبحث متذكَّر شديم كه خداوند استعداد فراگيرى و تحصيل آگاهى و علم به واقعيّات و استعداد پذيرش رشد و كمال در اشكال گوناگون و درجات مختلفش را به بندگانش عطا فرموده ، سپس براى آنان پيامبران و كتابهاى آسمانى فرستاده است كه با جدّيّت كامل و در نهايت خلوص و صفا ، بدون اندك طمع مزد و پاداش ، بندگانش را تعليم و تربيت نمايند . باضافهء اين عوامل درونى و برونى ، با توفيقات خداوندى در ميان انسانها ، حكما و وارستگانى والا مقام ظهور كرده با كمّيّتها و كيفيّتهاى مختلف در ارشاد و پيش برد بشر تلاش نمودهاند و نيز قدرت تعليم و تربيت را در وجود انسانى تعبيه فرموده است كه بعضى از انسانها بعضى ديگر را تعليم و تربيت نمايند . با همهء اين عوامل كه خداوند متعال براى تعلَّم و پذيرش بندگانش قرار داده است ، ندائى از درون بوسيلهء وجدان و ندائى از برون بوسيلهء انبياء و اوصياء و اولياء و حكماء در فضاى زندگى آدميان طنينانداز نموده است كه « من خداى شما انسانها ، رشد و كمال شما را مى خواهم » رجوع كنيد به درون خويش و آن اشتياق سوزان براى رشد و كمال را در درون خود ببيند -