ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٦ - ٤ - توصيف ارزشى
آرى اينان عاشق مسموم ساختن جان خويش بوسيلهء حيرت و سجده و تعظيم مردمند :
< شعر > هر كه را مردم سجودى ميكنند زهرها در جان او مى آكنند < / شعر > مولوى و با كمال حماقت اين زهر قاتل روح را شربت گواراى جان مى پندارند . اگر تو راست ميگوئى كه به باغ و بوستان معرفت وارد شده و مشامّ جانت را با عطرهاى متنوّع گلها و رياحين نوازش داده اى ، چرا از وجود خودت سدّى براى مردم ايجاد كرده از حركت آنان بسوى همان باغ و بوستان كه تو رفته اى ، جلوگيرى مى نمائى آيا اين توئى كه مى خواهى زنجير گرانبار جهل را از دست و پاى روح مردم بردارى تو نمى توانى اين گام بزرگ را در راه انسانها بردارى ، زيرا تو خود در ميان حلقههاى زنجير خود خواهى و خود نمائى مشغول جان كندن هستى :
< شعر > در هواى آنكه گويندت زهى بسته اى بر گردن جانت زهى < / شعر > مولوى يك معناى ديگر حلم كه بايد علم را آبيارى كند و آنرا از زهر جانگزا بودن به شربت گوارا مبدّل بسازد ، همين است كه دارندهء علم را با رسالتى كه بوسيلهء علم مى توان اجراء كرد ، از سدّ پولادين بودن در مقابل مردم به مسير و عامل تحريك انسان دگرگون مى سازد .
٣ - علمى كه مقرون به حلم باشد ، انسان عالم در طوفانهاى شكّ و ترديد و گمان و پندار كلافه نمى شود و دست و پاى خود را گم نمى كند و با ظرفيّت و بردبارى معقول نه تنها هراسى از شكّ و پندار بخود راه نمى دهد بلكه خود سراغ شكّ و ترديد را مى گيرد و با تحريك و بر هم زدن شكّ و ترديد و پندار ، واقعيّتهاى ناب و خالص را از آنها استخراج ميكند ، چنانكه با بر هم زدن شير كرهء خالص را استخراج ميكنند .
مغز آدمى كارگاهى بس شگفت انگيز است كه اگر كسى بطور جدّى واقعيّات را پيگيرى كند ، باضافهء اين كه اگر هم بآن واقعيّات نرسد ، حقايق مفيدى را در مسيرى كه پيش گرفته است ، براى او قابل درك خواهد ساخت ، اين كارگاه عاملى خود كار در اختيار دارد كه اگر جوينده گمشدهء خود را رها نكند و از آن چشم پوشى نكند ، عامل مزبور