ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣١ - در آن هنگام كه باطل در جامعه جاى پائى براى خود پيدا كند ، همه چيز از قانون واصل خود منحرف مى گردد و سقوط جامعه فرا مى رسد
ميشوند . صدق محو مى گردد ، و كذب بجريان مى افتد ، مردم آن زمان محبّت را در زبان بكار مى برند ، در حالى كه در دلها با يكديگر خصومت مى ورزند ، فسق و فجور نسب مى شود و پاكدامنى موجب شگفتى و دين اسلام مانند پوستين وارونه پوشيده مى شود . ) در آن هنگام كه باطل در جامعه جاى پائى براى خود پيدا كند ، همه چيز از قانون واصل خود منحرف مى گردد و سقوط جامعه فرا مى رسد .
مقتضاى ارتباط و پيوستگى اصول و قوانين انسانى بيكديگر شبيه بهمان پيوستگى و ارتباط است كه در ميان اجزاء جهان هستى مى بينيم . يعنى چنانكه - < شعر > بهر جزئى ز كلّ كان نيست گردد كلّ اندر دم ز امكان نيست گردد < / شعر > < شعر > جهان چون خطَّ و خال و چشم و ابروست كه هر چيزى بجاى خويش نيكوست اگر يك ذرّه را برگيرى از جاى خلل يابد همه عالم سراپاى < / شعر > شيخ محمود شبسترى همچنين ميان خود افراد انسانى با اين كه ممكن است شديدترين جدائى ما بين دو انسان وجود داشته باشد ، بالاخره در قانون حاكم بر همهء آنان ، نوعى ارتباط و پيوستگى وجود دارد كه آنان را بيكديگر مى پيوندد . اين پيوستگى در سرايت زشتىها و انحرافات از انسانى بانسان معمولى ديگر كاملا ديگر روشن است . متأسّفانه از اين جهت انسان شبيه به حيوان است - < شعر > نمى بينى كه گاوى در علفزار بيالايد همه گاوان ده را < / شعر > و بقول ابو العتاهية :
< شعر > لن يصلح النّاس و أنت فاسد هيهات ما أبعد ما تكابد < / شعر > ( مادامى كه تو فاسد هستى هرگز مردم صالح نخواهند گشت [ و اگر چنين فكرى