ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٩ - ٣ - توصيف تنبيهى و توجيهى براى شناخت حقيقت
است و پيوستن به آنچه كه دورى و گسيختن از آن حتمى است .
٣ - توصيف تنبيهى و توجيهى براى شناخت حقيقت .
اين نوع توصيف هم در نهج البلاغه فراوان است . امتياز اين نوع توصيف در اينست كه مخاطب را كه تا حدودى با واقعيّت آشنا است به درك عظمت هويّت آن واقعيّت كه منظور است ، تحريك ميكند كه خود مخاطب با بجريان انداختن عقل و وجدان خود ، واقعيّت و مختصّات آنرا دريابد . بعنوان نمونه : يك - حقّ در موقع توصيف وسيعترين اشياء و در عمل عينى تنگترين اشياء ميباشد . حقّ هرگز به سود كسى بجريان نمى افتد ، مگر اين كه روزى هم به ضرر او جريان پيدا ميكند ( احساس ضرر ميكند ، زيرا حقّ آن واقعيّت شايسته است كه شايستگى در ذات آنست و ضررى كه در موقع تطبيق حقّ به رفتار كسى بوجود مى آيد ، معلول تبهكارى و تقصير خود او است . ) و حقّ هرگز به ضرر كسى تمام نمى شود ، مگر اين كه روزى ديگر به سود او تمام خواهد گشت .
( فالحقّ أوسع الأشياء فى التّواصف و أضيقها فى التّناصف ، لا يجرى لأحد إلَّا جرى عليه و لا يجرى عليه إلَّا جرى له ) [١] در اين توصيف هويّت خود حقّ مطرح نيست ، بلكه دو مختصّ آنرا مى بينيم كه براى آگاه ساختن مردم و توجيه آنان بسوى شناخت حقيقت تذكَّر داده است . يكى از آن دو مختصّ عبارتست از اين كه همگان در توصيف حقّ و بيان مزاياى آن ، بطور عموم داد سخن مى دهند . و آشنائى خود را با آن ابراز مى دارند ، زيرا هر كسى كه با اندك شعورى واقعيّت هستى و قوانين جارى در آن را درك نمايد ، مفهومى از حقّ را درك ميكند كه خود اين مفهوم هم يك معناى بسيار وسيع است كه هر كسى با موقعيّتى كه در آن قرار گرفته است ، واقعيّاتى را بعنوان حقّ تلقّى ميكند ، ولى حقّ در هنگام
[١] ج ١ شمارهء ٢١٦ .