ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٠ - ٣ - توصيف تنبيهى و توجيهى براى شناخت حقيقت
عمل عينى و تطبيق رفتار با آن ، بدانجهت كه خويشاوندى با تمايلات و خواستههاى شخصى و خود خواهيها ندارد ، و بدانجهت كه تحقّق بخشيدن به آن احتياج دارد به جدّيّت و تلاش و حذف هر چيزى كه مربوط به هويّت حقّ نمى باشد ، [١] لذا محدودترين و حسّاسترين اشياء است كه شوخى بردار و متحمّل مسامحه نمى باشد .
مختصّ دوم عبارتست از بالاتر بودن حقّ از تمايلات و خواستههاى شخصى افراد و جوامع . حقّ كارى با مى خواهم انسانها ندارد ، بلكه كار با بايستگيها و شايستگى - هاى انسان دارد ، چه انسان بخواهد و چه نخواهد . بهمين جهت است كه حقّ در آن هنگام كه مطابق خواستهء يك انسان بوده و او را خوشحال مى سازد ، بايد متوجّه باشد كه حقّ براى خوشحال ساختن او بسراغش نيامده است ، بلكه با موقعيّتى كه دارد ، با حقّ منطبق است و طرف مخالف او باطل است . و بالعكس ، در آن هنگام كه حقّ خلاف خواستهء انسان بجريان مى افتد ، نه از آن جهت است كه خصومتى با او دارد ، و مى خواهد او را ناراحت كند و از ناراحتى او خوشحال شود ، [ مگر حقّ خوشحالى و بدحالى دارد ] بلكه بدانجهت است كه شخص مفروض موقعيّتى بر خلاف حقّ بخود گرفته است . حقّ آن قطب نماى كشتى وجود آدمى در اقيانوس زندگى است كه مسير واقعى مقصد را بدون كمترين انحراف نشان مى دهد . اين قطبنما هرگز با بادهاى طوفانى تمايلات كه كشتى وجود آدمى را از مسير واقعى خود ، منحرف مى سازد ، خود را منحرف نمى نمايد .
دو - براى دادرسى ميان مردم كسى را انتخاب كن كه - ١ - آنرا بهترين مردم جامعه در نظر خود مى دانى .
٢ - امور و رويدادها او را در تنگنا نيندازد .
٣ - از رفتار و گفتار متخاصمين يا خصماء كه براى احقاق حقّ به قضاوت او رجوع كردهاند ، به لجاجت نيفتد .
٤ - اگر در لغزش افتاد . فورا خود را از لغزش باز بدارد و ادامه ندهد .
[١] نقطهء مركزى دائره بيش از يك نقطه نيست و همانست كه همهء شعاعهاى دايره با در نظر گرفتن آن ، مساوى مى باشند . ممكن است دائره اى فرض كرد كه در مساحت آن ميليونها نقطه قرار داد ، ولى نقطهء مركزى بيش از يك نقطه نخواهد بود .