ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٥ - ١ - استدلال رياضى عينى
مى آيد : فعّاليّت يكم - توجّه به مضمون فوق و فهم كامل آن ، دوم - بيان آن در قالب شعرى فوق كه حافظ آنرا سروده است . ذهن شما با فعّاليّت يكم از قالب الفاظ انفرادى و تركيبى شعر حافظ عبور ميكند و رو به مضمون آن مى رود ، يعنى آن قالب الفاظ مانند آيينهء محض فقط مضمون را ارائه ميكند ، ولى در فعّاليّت دوم خود قالب الفاظ مزبور بدانجهت كه از حافظ است ، براى ذهن استقلالا مطرح است ، مثلا مضمون فوق را خيلى از شعراء و نويسندگان گفتهاند ، ولى هيچ يك بزيبائى شعر حافظ نبوده است و لذا شما آن را برگزيدهايد .
مثال دوم - مربوط به زيباييها مى شود . تماشاگران زيباييها را مى توان به گروههائى مختلف تقسيم كرد ، اختلاف اين گروهها به علل گوناگون مستند است ، يكى از علل بسيار مهمّ ، درجهء شناخت و معرفت اشخاص است در بارهء واقعيّات تشكيل دهندهء زيباييها . كسانى هستند كه از زيبائى فقط سطح ظاهرى خوشايند آن را تماشا مى كنند و از آن لذّت مى برند ، نه در بارهء عناصر تشكيل دهندهء آن مجموعه كه زيبائى را بوجود آورده است مى انديشند و نه در بارهء عوامل درونى درك زيبائى . كسانى ديگر هستند كه با ديدن يك نمود زيبا با معانى گوناگونى در دو قطب درون ذاتى خويشتن و برون ذاتى كه آن موضوع زيبا است ، روياروى مى شوند ، لذا مى بينيد كه در بارهء يك موضوع زيبا تفسيراتى گوناگون ابراز مى شود دريافتها از زيبائى يك دسته گل زيبا ، يك آبشار زيبا ، يك مهتاب زيبا ، آسمان زيبا ، بهيچ وجه يكسان نمى باشند . يك انسان معمولى از درك زيبائى آسمان به يك « به به زيباست » قناعت مى كند ولى ميرفندرسكى مى گويد :
< شعر > چرخ با اين اختران نغز و خوش زيباستى صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى صورت زيرين اگر با نردبان معرفت بر روى بالا همان با اصل خود يكتاستى < / شعر > مولوى مى گويد :
< شعر > آوازهء جمالت از جان خود شنيدم چون آب و باد و آتش در عشق تو دويدم < / شعر >