ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٦ - يك بحث مختصر در بارهء علم خداوندى كه بىنياز از وجود معلوم است
تدريجى كه در آغاز كار عدد سازى صورت مى گيرد . پاسخ اين سؤال اينست كه ايجاد ٢ و هر عدد ديگر در هر لحظه اى از زندگى چه در حالت انفرادى و چه در رشتهء عمليّات رياضى مستند بآن علم به ٢ هاى مشخّص نيست ، بلكه مستند به استعداد تجريد آنها در هر لحظه است ، زيرا ما عدد سازى را يا بوسيلهء تعليم آموزگار و كتاب با كشيدن نقشهء آن ( ٢ ) مى آموزيم ، يا بوسيلهء تجريد تدريجى در دوران كودكى و بهر حال ، عدد سازى به تجريد نيازمند است و هر انسانى بطور خود آگاه ميداند كه اعداد تجريد شده پس از ورود به مرحلهء رشد تجريد ، همان اعداد نيست كه در آغاز فهم عدد : يا عدد سازى به حافظهء خود سپرده باشد ، زيرا ما با كمال وضوح مى بينيم كه در هر بار كه عدد را منفردا يا در جريان ارتباط با اعداد ديگر و علامات دريافت مى نمائيم ، بهيچ وجه رجوع به حافظه [ و لو در كمترين زمان هم ] نمى نماييم . اين معنى را مى توان در بارهء همهء مفاهيم تجريد شده مانند انسان كلَّى ، كتاب كلَّى و غير ذلك تصوّر نمود . يعنى پس از ورود به مرحلهء رشد مغزى هر لحظه انسان مى تواند مفهوم كلَّى را تجريد و در ذهن ايجاد كند بدون احتياج به رجوع به حافظه يا ديگر ابزار ضبط كننده ، و مسلَّم است كه ايجاد آگاهانهء شيء بدون علم بآن ، ممكن نيست . اگر ما بخواهيم محتويات حافظهء انسانها را مورد بررسى قرار بدهيم ، هزاران عدد ٢ را كه در طول زندگى در ذهن تجريد كردهايم ، نخواهيم ديد . و اگر هم كسى اصرار بورزد كه همهء آنها در حافظه ثبت شده است ، بهيچ وجه نمى تواند اثبات كند كه در موقع يك جريان بسيار تند ذهن در فعّاليّت رياضى همان هزاران ٢ هاى ثبت شده در حافظه است كه رياضى دان آنها را از آنجا بيرون مى كشد يا همين كه رياضىدان اراده كرد ، همهء آن ٢ ها را از حافظه خارج و وارد جريان مى نمايد سپس مى فرمايد : « هر كس كه زندگى كند روزيش بر خدا است » اين مطلب و مسائل مربوط بآن در مجلَّد چهارم ص ٦٨ تا ٧٣ و از صفحهء ٨٠ تا ٨٢ و مجلَّد هشتم از صفحهء ٢٥٧ تا ٢٦١ و مجلَّد نهم صفحهء ٣٥ و مجلَّد دهم از صفحهء ٢٤ تا صفحهء ٢٧ بررسى شده است . « و هر كس كه بميرد بازگشتش بسوى او است » براستى آن كس كه گفت داستان شگفت انگيز انسان در اين كرهء خاكى آغاز مى شود و در همين خاكدان پايان مى پذيرد ، بزرگترين ظلم را باين انسان فوق آب و خاك روا - داشت . من نمى دانم اين تناقض بسيار آشكار را كه از يك طرف بگوئيم : « انسان از