ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٣ - تقسيم سوم در بارهء انسانها
( اى انسان ، بطور قطع تو تنها در تكاپو و تلاش بسوى پروردگارت بديدار از او نائل خواهى گشت . ) < شعر > دوست دارد يار اين آشفتگى كوشش بيهوده به از خفتگى اندرين ره ميتراش و مى خراش تا دم آخر دمى فارغ مباش گر چه رخنه نيست در عالم پديد خيره يوسفوار مى بايد دويد < / شعر > مولوى قسم دوم - جويندگانى هستند كندرو كه همواره نسيمى از اميد در دلهاى آنان مى وزد . نيّتى پاك و علاقه به حركت در مسير « حيات معقول » دارند ، ولى بآن اندازه به جدّيّت و سرعت در حركت كه هدف « حيات معقول » نياز به آن دارد ، توجّهى ندارند ، اينان مردمى متوسّط الحالند كه نه در ميان كاروان تكاپوگر « حيات معقول » در حركتند و نه چنان از آن كاروان دورند كه حتّى گردى هم از آنرا نبينند . اميدى بر نجات اينان از گرداب هولناك زندگى وجود دارد .
قسم سوم - كسانى هستند كه نيروهاى فضيلت و ارزشهاى انسانى را مى دهند و وقاحت و پليدى مى خرند ، جان مى دهند و جانى مى گردند ، عقل را با پندارهاى بىاساس ، و وجدان را با تمايلات حيوانى مبادله ميكنند اينان در آتشى كه با دست خود آنرا شعله ور ساختهاند ، تباه خواهند گشت :
( ساع سريع نجا و طالب بطىء رجا و مقصّر فى النّار هوى ) [١] تقسيم سوم در بارهء انسانها - اى مالك ، مردم بر دو قسمند : يا برادر دينى تو هستند و يا همنوع تو در خلقت . » ( إمّا أخ لك فى الدّين أو نظير لك فى الخلق [٢] ) اين تقسيم يكى از آن حقايق است كه جاودانى بودن شخصيّت امير المؤمنين
[١] ج ١ - شمارهء ١٦ .
[٢] ج ٢ - شمارهء ٥٣ فرمان مالك بن الحارث اشتر .