ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٢ - گروه ديگر از انسانها در تقسيم چهارم - دانش پژوهى است
به شربت گوارا مبدّل بسازد ، همين است كه دارندهء علم را با رسالتى كه بوسيلهء علم مى توان اجرا كرد ، از سدّ پولادين بودن در مقابل مردم ، به مسير و عامل تحريك انسان دگرگون مى سازد .
٣ - علمى كه مقرون به حلم باشد ، انسان عالم در طوفانهاى شكّ و ترديد و گمان و پندار كلافه نمى شود و دست و پاى خود را گم نمى كند و با ظرفيّت و بردبارى معقول نه تنها هراسى از شكّ و پندار بخود راه نمى دهد بلكه خود سراغ شكّ و ترديد را مى گيرد و با تحريك و بر هم زدن شكّ و ترديد و گمان و پندار ، واقعيّتهاى ناب و خالص را از آنها استخراج ميكند ، چنانكه با بر هم زدن شير كرهء خالص را استخراج ميكنند .
مغز آدمى كارگاهى بس شگفت انگيز است كه اگر كسى بطور جدّى واقعيّات را پيگيرى كند ، باضافهء اين كه اگر هم بآن واقعيّات نرسد ، حقايق مفيدى را در مسيرى كه پيش گرفته است ، براى او قابل درك خواهد ساخت ، اين كارگاه عاملى خودكار در اختيار دارد كه اگر جوينده گمشدهء خود را رها نكند و از آن چشم پوشى نكند ، عامل مزبور دست به كار مى شود و بدون اين كه خود انسان آگاهى و توجّه داشته باشد ، دنبال آن گمشده را گرفته در شرايطى غير قابل پيش بينى وارد صحنهء آگاه ذهن مى نمايد . اين يك پديدهء مغزى استثنائى نيست ، بلكه نوابغ فراوانى پس از خسته شدن در پيگيرى آگاهانهء گمشدهها آنرا بخود كارگاه مغز سپرده بكار ديگر مشغول شدهاند ، ناگهان بدون اين كه محقّق نابغه ، آگاهى و پيگيرى فعلى در بارهء آن گمشده داشته باشد ، عامل مزبور كار خود را كرده و نتيجهء مطلوب را در اختيار وى گذاشته است . بعنوان مثال هانرى پوانكاره رياضىدان معروف مى گويد : بارها اتّفاق افتاده است كه براى حلّ يك مسألهء پيچيدهء رياضى ، ماهها كار مى كردم ، پس از احساس ناتوانى از حلّ مسألهء ، آنرا مسكوت گذاشته ، به مسائل ديگر مى پرداختم ، پس از مدّتى ناگهان راه حلّ مسأله به ذهنم خطور ميكرد و موفّق به حلّ قاطعانهء مسأله مى گشتم . حتما از بعضى از مسائل كه در خواب براى بعضى از دانشمندان حلّ شده است ، اطَّلاع داريد . البتّه چنانكه اشاره كرديم ، شرط فعّاليّت عامل مزبور اينست كه محقّق مسألهء مورد تحقيق خود را از مغز خود زائد و از آن چشم پوشى نكند .
گروه ديگر از انسانها در تقسيم چهارم - دانش پژوهى است كه در راه