ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٨ - اگر هم اشخاصى پيدا شوند كه با اصطلاح بافىها و شطرنج بازيهاى مغزى بتوانند ذهن خود را كور كرده و از كار بيندازند ، ولى براى دلهاى آدميان دلائلى است كه انكار آنها جز با انكار خويشتن امكان پذير نمى باشد
امير المؤمنين عليه السلام در جملهء بعدى مى فرمايد : « و با برهان روشنش بر دلهاى خلائق آشكار گشته است » .
اگر هم اشخاصى پيدا شوند كه با اصطلاح بافىها و شطرنج بازيهاى مغزى بتوانند ذهن خود را كور كرده و از كار بيندازند ، ولى براى دلهاى آدميان دلائلى است كه انكار آنها جز با انكار خويشتن امكان پذير نمى باشد .
آنچه كه از تتّبع اوراق تاريخ سرگذشت بشرى بر مى آيد ، اينست كه اكثريّت قريب باتّفاق انسانها معتقد بوجود خداوندى هستند ، و اصطلاح بافىها و شطرنج بازيها و خود فريبىها نتوانسته است ذهن آنانرا كور كند و از كار بيندازد ، ولى متأسّفانه يك اقلَّيّت ناچيزى در همهء دورانها و در همهء جوامع پيدا ميشوند كه به علل غير منطقى در صدد انكار آن موجود واضح و اعلا بر مى آيند ، اينان تاكنون حتّى يك دليل ضعيف نتوانستهاند براى نفى وجود خدا اقامه كنند ، بلكه همان گونه كه برتر اندراسل و امثال او متذّكر شدهاند : اينان فقط دلائل اثبات كنندگان وجود خدا را مورد خدشه و مناقشه قرار مى دهند ، كه البتّه در اين خدشه و مناقشه ، اصطلاح بافى و بازى با الفاظ و شطرنج بازى با مهرههاى مفاهيم ، نقش اساسى را بعهده دارند . آدمى با خود فريبى بوسيلهء امور مزبوره ( اصطلاح بافى . . . ) مى تواند تا حدودى فعّاليّتهاى مغزى خود را از كار بيندازد و آنرا راكد كند ، چنانكه در برخى از افراد مى بينيم كه در رأس آنها سفسطه بازان و نيهيليستها عاليترين و روشنترين فعّاليّت مغزى خود را كه درك و تصديق وجود خود و واقعيّت جهان هستى است ، از كار مى اندازند و مغز را در بارهء اين دو موضوع روشن و بديهى چنان كور مى كنند كه گوئى اصلا مغزى ندارند . ولى كور كردن دل يا باصطلاح ديگر وجدان باين آسانىها نيست ، زيرا چنان نيست كه امواج ظلمانى سفسطهها و بازى با اصطلاحات و قهر كردن با خود و جهان هستى ، همواره فضاى درون را اشغال نمايد و آن اشغال بقدرى عميق و گسترده باشد كه حتّى دل يا وجدان را هم كور كند و از كار بيندازد . شايد آيهء مباركه كه مى گويد : ( وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ )