ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٦ - ٧ - استدلال شهودى
عمل ميكرد ، مسير تاريخ طبيعى خود را عوض ميكرد و وارد مسير تاريخ انسانى مى گشت ، ولى ، هيهات كه هر چه بشريّت پيش مى رود ، براى تاريخ طبيعى خود ، مسيرهاى متنوّع و متعدّدى باز مى كند و نام آن را هم جريان تكاملى مى گذارد عبارات ميخائيل نعيمه بقرار زير است :
فالَّذى فكَّره و تأمّله و قاله و عمله ذلك العملاق العربىّ بينه و بين نفسه و ربّه لممّا لم تسمعه أذن و لم تبصره عين . و هو أكثر بكثير ممّا عمله بيده أو أذاعه بلسانه و قلمه . . . [١] ( آنچه را كه علىّ بن ابي طالب عليه السّلام « آن بزرگمرد بسيار با عظمت » ما بين خود و شخصيّت خويشتن و ما بين خود و پروردگارش انديشيده و تأمّل نموده و گفته و عمل كرده است خيلى بيش از آن است كه با دستش انجام داده يا آنرا با زبان و قلمش اشاعه فرموده است . ) يك نكتهء بسيار مهمّ ديگر كه در سخنان امير المؤمنين عليه السّلام در موارد دريافت - شدههاى آن بزرگوار بچشم مى خورد ، اينست كه آن بزرگوار اغلب به بيان مطلب اكتفاء نموده و براى اثبات آن دليلى نمى آورند ، گوئى آن حضرت واقعيّتى ملموس را توصيف مى فرمايند ، فقط كارى كه براى دريافت چنان واقعيّت بايد صورت بگيرد خم شدن انسان به روى وجدان و فطرت يا دل خويشتن براى ديدن و پذيرش واقعيّتى است كه در خود دارد .
٧ - استدلال شهودى - در توضيح دريافتهاى انسانهاى كمال يافته مطالبى گفته شد كه مى تواند روشنگر استدلال و توجيه متّكى به شهود نيز بوده باشد . با اين حال چون اين دو نوع استدلال با يكديگر متفاوت مى باشند ، لذا مى پردازيم به بيان مختصرى در تفاوت آن دو با يكديگر . قضايايى كه در استدلال با دريافت انسانهاى كمال يافته ، بكار مى رود ، قابل طرح در فضاى معارف عمومى بشر است . از اين جهت اين گونه
[١] الامام علىّ بن ابي طالب - صوت العدالة الانسانيّة مقدّمه بقلم ميخائيل نعيمه ص ٧ .