ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٦ - علم است يا حقّه بازى
اكثر دانشمندان علوم اجتماعى را متّهم مى كند كه آثار آنها پر از مطالب مبتذل و بىاهمّيّت است كه چيزى جز « تجديد بيان كسل كنندهء بديهيّات » نيست كه در پوشش « هاله اى از اصطلاحات » قرار گرفته است .
وى بدون اين كه چندان به كلَّيّات بپردازد ، اتّهامات خود را مستند نموده ، براى نمونه « تالكات پرسانز » ( Talcott Persons ) معروف به پدر جامعه شناسى نوين ، را متّهم به « ابهام انگيزى شديد » نموده مى گويد كه او « ساده ترين حقيقت را يك مسألهء بغرنج غير قابل فهم » جلوه مى دهد . چيزى كه مخصوصا « آندرسكى » را نسبت به « پرسانز » مى شوراند « نظريّهء اراده در عمل » اوست . خلاصهء اين نظر چنين است كه براى فهم سلوك آدمى لازم است كه تمايلات ، معتقدات ، تدابير و تصميمات در نظر گرفته شود . « اندرسكى » به طنز مى گويد كه اين « كشف » معروف « يك گام مهمّ در توسعهء ذهن بشر است ، امّا بايد در زمانى از عصر حجر روى داده باشد ، چون هومر و پيامآوران كتب مقدّس مسيحيان كاملا در بارهء آن آگاه بودند . » نيز ، علماى سرشناس ديگرى را مورد حمله قرار مى دهد . از جمله « پل لازار - سفلد » ( Paul Lazarsfeld ) نويسندهء معروف و همكارانش را كه كتاب پر سر و صدائى بنام « نفوذ شخصى » منتشر كردهاند . « اندرسكى » در مورد اينان مى گويد : « پس از مطالعهء پر دردسر انبوهى از جداول و فرمولها مى رسيم به يك كشف معمولى ( كه البتّه به بغرنجترين نحو ممكن بيان شده است ) مبنى بر اين كه افراد از اين امر لذّت مى برند كه در متن توجّه قرار گيرند ، يا اين كه آدمى تحت نفوذ كسانى است كه با آنها معاشرت دارد . . . كه البتّه مسائلى هستند بديهى كه مادر بزرگم بارها در زمان كودكى متذكَّر شده بود . » ديگر از مشاهيرى كه به باد انتقاد گرفته شده « سكينر » ( B . F . Skinner ) استاد دانشگاه « هاروارد » است كه به عقيدهء « اندرسكى » فطرت آدمى را سخت نادرست مورد تفسير قرار داده با پيش كشيدن بىاهمّيّتترين مطالب به عنوان « تصوير واقعى ذهن انسان » بشر را ترغيب به « مسئوليّت زدائى و احساس بىارزشى » ميكند كه مآلا « در حيات اجتماعى آدميان مؤثّر واقع مى شود .
« حتّى در بارهء » فرويد « ، » آدلر « و » يونگ « ، بدون اين كه اهمّيّت كارشان را در مورد