ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٨ - ١ - روشنائى درونى كه غير از انعكاس نمودهاى عينى در آيينهء ذهن است
روشنائى دوم عبارتست از قابل مشاهده بودن موجوديّت درونى عالم بوسيلهء آن روشنائى .
روشنائى دوم عبارتست از قابل مشاهده بودن موجوديّت درونى عالم بوسيلهء آن روشنائى .
در همان مثالى كه متذكَّر شديم ، وقتى كه اين علم « خردمند براى جامعهء خود مفيد است » در ذهن بوجود مى آيد ، وادار ميكند كه عالم به اين قضيّه معناى خرد و جامعه و مفيد بودن را درك نمايد ، با درك اين حقايق مى خواهد در بارهء نيروى عقل و تلاشى كه آنرا بصورت خود در مى آورد و همچنين در بارهء جامعه و عناصر تشكيل دهنده و احتياج آنرا براهنمائى خردمندان ، همچنين ارزش مفيد بودن براى جامعه را هم بخوبى درك كند .
درك اين حقايق روشنائيهاى فراوانى را در درون انسانى بوجود مى آورد كه از نظر ارزش علمى و امكانات تطبيق عمل به آنها در جامعهء قابل مقايسه با روشنائى ناچيز و بسيار محدود خود قضيّهء مزبور « خردمند براى جامعهء خود مفيد است » نمى باشد .
روشنائى سوم كه از نظر اهمّيّت و ارزش فوق العاده مهمّ است ، عبارتست از احساس و پذيرش واقعيّات ناب
روشنائى سوم كه از نظر اهمّيّت و ارزش فوق العاده مهمّ است ، عبارتست از احساس و پذيرش واقعيّات ناب كه از پالايشگاه ذهن عبور كرده و به صحنهء روح وارد شده است . گوئى روح انسانى با بدست آوردن معلوم ، نه تنها نقصى را از خود بر طرف كرده ، كه در انتظار آن بوده است ، بلكه آن واقعيّات ناب ، فضاى روح را روشن ساخته ، خود را مانند بعدى از انسان نشان مى دهد كه بايستى او با همان بعد به انسان و جهان بنگرد . ممكن است گفته شود : اين روشنائى درونى چگونه در علوم طبيعى كه منعكس ساختن اجزاء طبيعت و روابط موجود در ميان آنها تصوّر مى شود ، يعنى علم به اين كه اين گياه مخصوص در فلان شرايط مى رويد ، چه روشنائى درونى غير از همان روشنائى ذهنى در بارهء معلوم مزبور ، بوجود مى آورد پاسخ اين اعتراض با نظر به اين كه آشنائى انسان با هر جزئى از طبيعت ، مانند آشنائى او با جزئى از كالبد جسمانى خويش است ، دشوار نيست . چنانكه آدمى با شناخت جزئى از كالبد جسمانى خود ، جزئى از ميدان و وسيلهء فعاليّت روح خود را درك مى كند . با اين درك ضرورى و مفيد به انواع روابطى كه مى تواند ما بين روح و نمودهاى جهان طبيعت برقرار بسازد روشن مى شود كه از اين روابط بسود فعّاليّتهاى مثبت روح بهره بردارى نمايد . همچنين هر شناختى از اجزاء و روابط طبيعت ، مساوى شناختى از ميدان بسيار وسيع براى فعّاليّت روح مى باشد . اگر با يك ديد عالى و عميق و در روشنائى عمومى كه جهان هستى را