ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٥ - گروه سوم - مردم عامى ناآگاه و بىشخصيّت كه از زندگى جز حركت و احساس جبرى و توليد مثل چيز ديگرى ندارند
انسانى - الهى امير المؤمنين عليه السّلام است . اينان همان كاروانيانى هستند كه امير المؤمنين عليه السّلام پيشتاز آن كاروان است .
امّا گروه سوم ( الهمج الرّعاع ) براى اين انسان الهى فوق العاده مورد اهمّيّت است ، تعليم و تربيت افراد اين گروه براى اين معلَّم و مربّى بزرگ اساسىترين تكليف انسانى - الهى است . گرفتن حقوق اين گروه از دست قدرتمندان خودكامه مانند تنفّس ضرورى براى انسان زنده است ، ما در سرتاسر نهج البلاغه با اين حقيقت صريح روبرو هستيم كه مى گويد : اين كه من زمامدارى را پذيرفتهام ، هدفى جز احقاق حقّ مردم و جلوگيرى از ستم ستمكاران ندارم . اين عبارت را دقّت فرمائيد :
أما و الَّذى فلق الحبّة و برأ النّسمة لو لا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود النّاصر و ما أخذ اللَّه على العلماء أن لا يقارّوا على كظَّة ظالم و لا سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس أوّلها و لألفيتم دنياكم هذه أزهد عندى من عفطة عنز [١] ( سوگند به آن خدائى كه دانه را شكافت و نفوس انسانها را آفريد ، اگر عدّه اى براى يارى بمن حاضر نمى شد و با وجود ياور حجّت براى من تمام نمى گشت و اگر چنين نبود كه خداوند دانايان را مسئول و متعهّد قرار داده است كه پرخورى ستمكار و گرسنگى مظلوم را نپذيرند ، افسار اين خلافت را بگردنش مى انداختم و با همان بىاعتنائى آنرا بپايان مى رساندم كه آغازش را پذيرفته بودم . آن گاه مى ديديد كه زر و زيور و مزاياى فريبندهء اين دنياى شما در نزد من محقّرتر و ناچيزتر از فضولات بينى يك بز است . ) عدل و دادگرى و احقاق حقوق بينوايان تنفّس امير المؤمنين در زندگى زمامدارى او است . در فرمان مالك اشتر دستور امير المؤمنين عليه السّلام براى مالك در بارهء گروه بينوايان فوق العاده جالب است . از آن جمله : هنگامى كه سخن از اين
[١] ج ١ ، شمارهء ٣ .