ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٣ - شرط پنجم - عشق و علاقهء معلَّم و مربّى به پيشرفت تكاملى متعلَّم و تربيت پذير
فيض دائم الجريان الهى است كه همين كه قطع شود ، يا بايد به نشخوار پرداخت و يا بايد از ديگران تقليد نمود و يا بايد رهروان را به مسخره گرفت آنچه كه تاريخ علم نشان مى دهد ، گسترش و افزايش علوم و معارف بوده است ، هم اكنون كه اين جانب اين كلمات را مى نويسم نه تنها مسائل علمى جديدى در معرض ظهور است ، بلكه حتّى ممكن است علم ، يا رشته هائى از علوم در حال تكوّن باشد ، با اين جريان ، ركود معلَّم و مربّى در آنچه كه در گذشته بدست آمده است ، نه تنها خيانت به خويشتن است ، بلكه بزرگترين خيانت به متعلَّمان و تربيت پذيران است كه مى خواهند در دنيائى آشنا زندگى كنند نه در دنيائى نا آشنا كه قدرتمندان بيخبر از خدا و انسان براى جولان دادن مركب خود ، آنرا مطلوبترين دنيا براى خود مى دانند ، زيرا جنگ با كسانى كه به وضع محيط خود آشنا هستند بسيار مشكلتر از جنگ با كسانى است كه بوضع محيط خود آشنا نيستند . اگر هم فرض كنيم كه براى دفاع از حيات مطلوب خود ، آن قدر آمادگى داريم كه قدرتمندان خود كامه نتوانند ميدان زندگى را بر ما تنگ كنند ، يا بر فرض مبتنى بر آرزوى بسيار بعيد ، قدرتمند خود كامه اى بر روى زمين نباشد ، مگر در درون ما انسانها اشتياق ذاتى به فراگيرى علمى آنچه كه در جهان هستى وجود دارد ، احساس نمى شود مگر ما انسانها نمى خواهيم جهان بزرگترى را كه در درون ما بالقوّه وجود دارد به فعليّت برسانيم [١] شرط پنجم - عشق و علاقهء معلَّم و مربّى به پيشرفت تكاملى متعلَّم و تربيت پذير اگر كار تعليم و تربيت براى معلَّم و مربّى ، خصوصا در قلمرو علوم انسانى ، وسيلهء محض معاش باشد ، اگر يك تحميل اجبارى يا اضطرارى باشد ، اگر براى خود نمائى و مباهات و ديگر اغراض غير انسانى باشد ، از چنين تعليم و تربيتى نه تنها انسانى ساخته
[١] به امير المؤمنين عليه السّلام نسبت داده شده است كه مى فرمود : < شعر > أ تزعم أنّك جرم صغير و فيك انطوى العالم الأكبر < / شعر > ( آيا گمان ميكنى تو همين جثّهء كوچكى در حالى كه جهان بزرگترى در تو وجود دارد . )