ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٧ - ١ - استدلال رياضى عينى
( دور از او نيست عدد قطرههاى آب و ستارگان آسمان و بادهائى كه اشياء را باين سو و آن سو مى برد و حركت مورچه بر روى سنگ صاف و جايگاه آسايش مورچگان در شب تاريك . او ميداند جايگاه سقوط برگها را و حركت مخفى چشم را . ) و در خطبهء ٩١ معروف به خطبة الأشباح از صفحهء ١٣٤ و ١٣٥ واقعيّاتى از عالم هستى را در نظم دقيق و تعيّنهاى مستمرّى كه دارند بيان فرموده است : امير المؤمنين عليه السّلام با اين توجيه و ارائهء چهرهء رياضى هستى ، مردم را به حاكميّت نظم دقيق اشياء با تجدّد تعيّنهائى كه هر لحظه در نتيجهء حركت و تحوّل مستمرّ بر موجودات عارض مى گردد متوجّه و آگاه مى سازد . در اين نگرش رياضى كه ذهن در قلَّه اى مرتفعتر از عالم طبيعت ايستاده و يك فعّاليّت تجريدى انجام مى دهد ، در احساس عظمت بسيار والا كه از پشت پردهء طبيعت ، بر طبيعت مى تابد ، فرو مى رود كه اگر بخواهد آنرا با قالبهاى نارساى الفاظ بيان كند ، چنين زمزمه ميكند كه - < شعر > بهر جزئى ز كلّ كان نيست گردد كلّ اندر دم ز امكان نيست گردد جهان كلّ است و در هر طرفة العين عدم گردد و لا يبقى زمانين دگر باره شود پيدا جهانى بهر لحظه زمين و آسمانى جهان چون خطَّ و خال و چشم و ابروست كه هر چيزى بجاى خويش نيكوست اگر يك ذرّه را برگيرى از جاى خلل يابد همه عالم سراپاى < / شعر > در خطبهء ٩١ ( خطبة الأشباح ) جملاتى را بيان فرموده است كه قابل تطبيق به توجيه ( راهنمائى يا استدلال ) با آيات آفاقى - انفسى است كه ما در صدد توضيح آن هستيم :
و أرانا من ملكوت قدرته ، و عجائب ما نطقت به آثار حكمته و اعتراف الحاجة من الخلق إلى أن يقيمها بمساك قوّته ، ما دلَّنا باضطرار قيام الحجّة له على معرفته ، فظهرت البدائع الَّتى أحدثتها آثار صنعته و أعلام حكمته .
( خداوند سبحان ملكوت قدرتش را و شگفتىهاى آنچه را كه از آثار