ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٦ - براى خداوندى كه محيط مطلق و عالم مطلق است نه رازى وجود دارد و نه غيبى
است . گاهى حجاب عبارت است از عوامل محيط بر شيء ، مانند تاريكى فضا و قرار - گرفتن پشت جسمى كه مانع از مشاهدهء شيء مى گردد . گاهى ديگر مربوط به خود درك كننده است ، مانند ضعف بينائى يا شنوائى و گاهى مربوط به خود شيء است مانند بيش از اندازه تاريك يا روشن بودن يعنى همان گونه كه يك جسم ظلمانى را نمى توان ديد و تشخيص داد ، همان طور قرص خورشيد را هم از نزديكى نمى توان ديد زيرا روشنائى آن بقدرى است كه ساختمان چشم انسانى را مختلّ مى سازد . همان طور كه ناتوانى وسائل طبيعى درك ، حجاب ما بين درك كننده و درك شونده است ، همچنان ناتوانى قواى مغزى و ضعف روانى نيز حجابى مى شود كه درك كننده را از درك شيء محروم مى سازد .
بديهى است كه هيچ يك از حجابهاى مزبور و نه غير از آنها نمى تواند خللى به احاطهء مطلق خداوندى و علم مطلق او وارد آورد . آيا ممكن است فاصلهء واقعيّات براى علم خدا متفاوت ، يعنى يكى دور و يكى نزديك باشد كدامين عوامل محيط بر اشياء است كه آنها را از احاطه و علم خداوندى جدا بسازد آيا مگر ديدن و شنيدن خدا نيازى به وسائل عضوى ( چشم و گوش ) دارد كه با شرائط معيّنى كه هر دو عضو در فعّاليّت خود دارند ، كار انجام بدهند خلاصه اين كه فرض احاطه و علم مطلق خدا بر همهء اشياء منافات كامل دارد با انقسام اشياء به پايين و بالا و پيش و پس و روى پرده و پشت پرده و قبل و بعد زمانى و آغاز و انجام و ظاهر و باطن براى خدا .
٢٥ ، ٢٧ - أنت الأبد فلا أمد لك ، و أنت المنتهى فلا محيص عنك ، و أنت الموعد فلا منجى منك إلَّا إليك ( خداوندا ، توئى آن حقيقت ابدى كه مدّتى براى تو نيست ، و توئى نهايت همهء هستى كه هيچ گريزى از تو نيست . وعده گاه نهائى مخلوقات بارگاه تست ، پس رهائى از سيطرهء تو نيست مگر بسوى تو . )