ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٥ - مطلب ششم - نويسنده مى گويد ١٧١ ظهور طبقهء روحانيون نيز مانند طبقات ديگر بر حسب طبيعت خود هيئت جامعه بوده
داستان مى گويد : آن قدرتمندان به پيامبران مى گفتند : اين وعد و وعيدهاى مذهبى شما < شعر > رنج را صد تو و افزون ميكند عقل را دارو به افيون مى كند < / شعر > بنا بر اين ، ما بايد به بينيم علَّت واقعى وجود و دوام طبقهء روحانيّت در جوامع چيست علَّت حقيقى وجود طبقهء روحانيّت ، همان علَّت ضرورت مذهب براى حيات انسانها است كه عبارتست از پاسخ عقيدتى و عملى به چهار سؤال اصلى بشرى . اين چهار سؤال عبارتند از : ١ - من كيستم ٢ - از كجا آمده ٣ - براى چه آمدهام ٤ - بكجا مى روم و ما مى دانيم كه هيچ متفكَّر و هيچ مكتبى به غير از مذهب تاكنون نتوانسته است پاسخ اين سؤالات را بدون سفسطه بازى و مغلطه كارى به افكار بشرى عرضه نمايد . البتّه مى توان مغزهاى بشرى را بطورى توجيه كرد كه اصلا پيرامون اين سؤالات نگردد ، چنانكه در سالهاى گذشته با آقاى پروفسور ما از نژاد چكسلواكى و ساكن آمريكا در بحثى كه داشتيم ، همين مسأله مطرح شد ، ايشان گفتند : در خيلى از كشورهاى غربى و شرقى و امريكا ، مردم بدون اين كه پاسخى باين سؤالات داشته باشند ، زندگى مى كنند .
اين جانب گفتم : آرى حتّى بدون اين كه بگذارند مغزشان به لزوم اين سؤالات متوجّه شود با كمال رضايت مى توانند زندگى كنند ، ولى شما و ما همه مى دانيم كه شدّت قابليّت انعطاف انسان و انصراف او از واقعيّات به اندازه اى است كه حتّى مى تواند بدون خويشتن هم زندگى كند و امروزه اين شناسنامهء بىسابقه « انسان جاندارى است از خود بيگانه » را ما از همان سرزمينها مى شنويم . آيا اين يك زندگى معقول است كه بشر حتّى از خويشتن اطَّلاعى نداشته باشد ايشان پاسخى باين مسأله ندادند . خلاصه ، هيچ پاسخ معقولى براى سؤالات چهار گانه جز بوسيلهء مذهب ارائه نشده است و اين كه از مذهب سوء استفاده شده است ، همان اندازه مى تواند مذهب را مردود بسازد كه سوء استفاده از علم ، هنر ، پول ، سياست ، حقوق و اخلاق و ديگر وسائل ضرورى