ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٦ - مطلب ششم - نويسنده مى گويد ١٧١ ظهور طبقهء روحانيون نيز مانند طبقات ديگر بر حسب طبيعت خود هيئت جامعه بوده
حيات انسانها .
مذهب مسير حيات انسانها را در فرمول ( الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا ) مشخّص مى سازد و اين روحانيّت است كه در مرزهاى طبيعت و ماوراى طبيعت رسالت پيامبران را در دو منطقهء اعتقادات و عمل و انديشه تفسير و توجيه نموده و مردم را آمادهء پيروى از آنان مى نمايند . بعضى از نويسندگان مى گويند : بشر امروز بدون مذهب زندگى ميكند و بدون اين كه مبدء و معادى را بپذيرد ، با كمال رضايت از زندگى خود حركت مى كند . مى گوئيم : آرى ، همين طور است ، ولى چنانكه در پاسخ مشابه اين سؤال در بالا گفتيم ، اكثريّت اسف انگيز بشر از قديميترين تواريخ تا دوران حاضر بدون شناخت خويشتن ، از زندگى رضايت داشته است ، حتما مى دانيد كه شمارهء بسيار - بسيار فراوانى از انسانها از زندگى بردگى رضايت داشتهاند ، آيا اين گونه رضايتها دليل آن است كه بشر كه رضايت به زندگى بدون مذهب مى دهد زندگى معقولى را پيش گرفته است بلى ، از يك جهت مى توان گفت : بشر هرگز بدون گرايشهاى مذهبى زندگى نمى كند ، نهايت امر اشكال موضوعات مذهبى متفاوت است . بعنوان مثال : بشر مى تواند قهرمانان ملَّى خود را مانند خدايان بپرستد . بشر مى تواند نژاد پرستى را تا حدّ خدا پرستى ارتقاء بدهد . و همين بشر مى تواند امتيازاتى را كه مانند مقام و قدرت بدست مى آورد بپرستد . او مى تواند مفاهيمى مانند انسان و انسانيّت را بقدرى تجريد نموده و به درجه اى از مطلق برساند كه بقول بعضى از متفكَّران آن مفاهيم را به درجهء خدائى برساند و با اين تجريدها و مطلق سازىها گرايش مذهبى خود را اشباع نمايد .
٥٩ ، ٦٣ - و ليصدق رائد أهله ، و ليجمع شمله ، و ليحضر ذهنه ، فلقد فلق لكم الأمر فلق الخرزة ، و قرفه قرف الصّمغة ( و هر طلايه دارى بايد به پيروان خود راست بگويد ، و پراكندگى آنان را [ يا خود را ]