ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧ - ٩ - خلقت آسمانها و زمين از حالت تراكم تا انبساط
آيا آنانكه كفر مى ورزند نمى بينند كه آسمانها و زمين را پس از آنكه در حالت « بسته اى » ( متراكم ) بودند ، باز كرديم ( منبسط نموديم ) .
اين موضوع را مى توان از قانون جريان « بسيط رو به مركَّب » و « ساده رو به پيچيده » و « وحدت رو به كثرت » استفاده كرد [ كه البتّه بعضى از متفكَّران در بديهى بودن اين قوانين ابراز ترديد نمودهاند ] و حقيقت هم اينست كه ما براى كشف چگونگى آغاز خلقت و بجريان افتادن آن هيچگونه راه علمى قطعى نداريم ، مخصوصا با نظر به اين كه هرگز شروع خلقت و جريان آن ، تكرار نشده است كه بگوئيم : از دفعه اوّل مى توانيم براى دفعه دوم تجربه بيندوزيم .
اين كه گفتيم : مستند به آن قانون ضرورى و مورد قبول همه متفكَّران است كه مى گويد : هيچ حادثه اى در جهان هستى تكرار نمى شود و آنچه كه واقع مى شود امثال همديگر است كه نمايش تكرار دارد . ممكن است اين مسئله مورد اعتراض قرار گرفته گفته شود : بر مبناى اين قانون نمى توان حتّى يك قانون را هم علمى تلقّى نمود ، زيرا همهء مسائل علمى كه قانون از آنها اتّخاذ مى شود بر روى رويدادهاى مشابه مبتنى مى گردد . پاسخ اين سؤال روشن است ، زيرا هيچ قانون علمى بر مبناى رويدادهاى مشخّص و گذرا مبتنى نمى گردد ، بلكه تكرار و تعدّد رويدادها تا حدّى كه استقرار كامل شود ، كشف از واقعيّت ثابت در مورد آن رويدادها مى نمايد كه قانون بازگو كنندهء همان واقعيّت ثابت مى باشد . ابيات زير را مورد دقّت قرار بدهيد :
< شعر > قرنها بگذشت اين قرن نويست ماه آن ماهست و آب آن آب نيست عدل آن عدلست و فضل آن فضل هم ليك مستبدل شد اين قرن و امم قرنها بر قرنها رفت اى همام وين معانى برقرار و بر دوام شد مبدّل آب اين جو چند بار عكس ماه و عكس اختر برقرار پس بنايش نيست بر آب روان بلكه بر اقطار اوج آسمان < / شعر > مولوى