ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٣ - ٢٣ - كمّيّت و كيفيّت دخالت و تأثير انسان در تشكيل تاريخ خود چيست و چگونه است
فعّاليّتند ، همواره در معرض دگرگونى مى باشند لذا بهيچ وجه از ديدگاه علمى نمى تواند سرنوشت كمّى و كيفى جريانات و واحدهاى فعّال در يك سيستم باز را تعيين و مشخّص نمود . و بهمين علَّت است كه همواره تفسير و تحليل رويدادهاى مهمّ در تاريخ مانند بروز تمدّنها و زوال آنها و ظهور و اعتلا و سقوط امپراطورىها و شكوفائى و پژمردگى فرهنگها جز با تخمين و احتمال و « شايد » و « ممكن است » و غير ذلك تفسير و تحليل نمى شود .
با اين حال انديشه و ارادهء انسانها ، در هر مقطعى از تاريخ توانسته است آمال و اهداف و وسائل واقعى حيات خود را درك نموده و براى بدست آوردن آنها اقدام نمايد كه گاهى در حركت خود موفّق بوده است و گاهى ناموفّق و در آن صورت هم كه ناموفّق بوده است ، اشتياق بان واقعيّات مانند آتش زير خاكستر بوده است كه بادهاى رويدادهاى محاسبه نشده براى بازيگران صحنهء اجتماع كه عامل ناموفّق بودن مردم بودهاند ، از راه رسيده ، خاكسترها را بر كنار نموده و آتش اشتياق را نمودار ساخته و به فعّاليّت واداشته است .
٣ - آنچه كه مفيد بحال انسانها است - همهء موضوعات و رويدادها كه چه از طرف طبيعت و چه از ناحيهء خود نوع انسانى ، به انسان روى مى آورند و با وى در حال تأثير و تأثّر قرار مى گيرند بر دو نوع عمده تقسيم مى گردند : نوع يكم - امورى هستند كه بروز مى كنند و بوجود مى آيند و زمانى نسبتاً كم و بيش ولى محدود ، در ارتباط با انسان قرار مى گيرند و سپس از منطقهء ارتباط بيرون مى روند .
نوع دوم - امورى هستند پايدار و ملايم هويّت انسانى در هر دو قلمرو مادّى و معنوى انسان . اين امور بجهت منفعتى كه به موجوديّت مادّى يا معنوى او دارند ، پايدار مى مانند و اگر هم در معرض دگرگونىها قرار بگيرند ، مطلوبيّت ماهيّت خود را از دست نمى دهند .
البتّه منظور از منفعت در اين مورد اعمّ از منافع گوناگون مادّى و