ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٩ - ٢٠ - تضادّى حكمتآميز در جريان امكانات و امتيازات مادّى
( و ارزاق مردم را مقدّر فرموده ، براى بعضى از آنان روزى فراوان و براى برخى ديگر روزى اندك قرار داد ، و آن ارزاق را بر مبناى تنگى و گشايش تقسيم و عدالت فرمود ، تا هر كس را كه بخواهد با رفاه و فراوانى آن ارزاق و يا دشوارى و كمى آنها آزمايش فرمايد و بهمين وسيله اغنياء و فقراى مردم را از جهت شكرگزارى و تحمّل در جريان امتحان قرار داد سپس خداوند سبحان سختىهاى نيازمندى را با توسعه در ارزاق قرين ساخت ، و به صحّت و سلامت آنها ، عوامل كوبندهء آفات را نزديك و گشايشهاى شاديهاى آنها را مقارن غصّههاى هلاك و نابودى آنها قرار داد .
و خداوند تبارك و تعالى اجل ( پايان مدّت زندگى انسانها ) را آفريد و آنها را بلند و كوتاه و مقدّم و مؤخّر تعيين فرمود ، و اسباب و عوامل اجلها را به مرگ پيوست ، و مرگ را كشندهء طنابهاى اجلها و برندهء ريسمانهاى محكم [ كه بنى آدم را پشت سرهم در مسير مرگ قرار داده است ] مقرّر فرمود . ) مسائل مربوط به ارزاق و تعيين مقادير آنها براى انسانها را در مجلَّد چهارم همين ترجمه و تفسير مشروحا مطرح نمودهايم مراجعه فرمائيد .
٢٠ - تضادّى حكمتآميز در جريان امكانات و امتيازات مادّى اين بيت حكيمانه را كه در ذيل مى آوريم ، بازگو كنندهء يكى از عمومى ترين سنن الهى در متن طبيعت است كه هيچ شخص آگاهى را ياراى انكار آن نيست .
< شعر > نوش بى نيش نيابى هرگز هر كجا هست گلى خارى هست < / شعر > بعنوان نمونه و براى توضيح ملاحظه كنيد كه : ١ - هيچ خنده اى ، مخصوصا خندههاى عميق را نمى بينيد ، مگر اين كه گريه اى اگر چه بدون درهم رفتن اعضاى صورت و بدون قطرات اشك ، بدنبال آن بوجود مى آيد و شخص خندان را اگر آگاه از امور باشد ، نوعى گوشمالى