ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٧ - چه انگيزه اى باعث شده است كه متفكَّران دوران معاصر دين را بعنوان عامل يا يكى از عوامل مؤثر در تاريخ بحساب نمى آورند
كمالى اعلا بنام خدا براى آنان مطرح نباشد كه در راه محبّتش از هرگونه فداكارى و فرورفتن در سختىها مضايقه ننمايند ، جمعيّتها متفرّق شود و اميال و آرمانهاى مختلف و دلها نا معتدل ، قدرتها تجزئه شده ، بصيرتها مبدّل به نابينائىها و هدفگيريها و تصميمها ناهماهنگ و متشتّت . اين نكبتها و اختلالات ، هويّت انسانى را مختلّ مى سازد ، وقتى كه هويّتى در شخصيّت انسانى نبود همان طور كه در بالا گفتيم : نه فرهنگى مطرح است و نه تمدّنى . كسانى كه در اين مدّعا ترديدى دارند ، مى توانند به پنجاه و دو پديدهء نكبت و سقوط مراجعه نمايند كه در مبحث « ٢٠ - گرايش تبهكاران به فساد و افساد در روى زمين و نتائج آن و پنجاه و دو پديدهء نكبت و سقوط كه با ادّعاى تكامل بهيچ وجه سازگار نمى باشد » متذكَّر شدهايم .
چه انگيزه اى باعث شده است كه متفكَّران دوران معاصر دين را بعنوان عامل يا يكى از عوامل مؤثر در تاريخ بحساب نمى آورند متفكَّران دوران معاصر ما [ مقصود از دوران معاصر دو قرن اخير است ] خيلى از مسائل را ناديده مى گيرند ، و آنها را مورد توجّه قرار نمى دهند ، ولى اين بىاعتنائى را نبايد يك انسان متفكَّر كه علاقه به درك خود واقعيّات دارد مورد اعتناء قرار بدهد و بايد به كار جدى خود مشغول شود . مثلا خيلى از متفكَّران دوران ما ، در اين مسئله كه چگونه مى توان اصل « صيانت ذات » را بفعليّت رسانده و تنظيم نمود كه آدمى بدون ابتلاء به بيماريهاى خود بزرگبينى و خود كوچكبينى بتواند از همهء عظمتها و استعدادهاى ذات بهره مند شود ، بهيچ وجه انديشهء جدّى نمى كنند خيلى از متفكَّران دورانهاى اخير ، مسائل اخلاقى را بطور جدّى مورد تحقيق و بررسى قرار نمى دهند و عدّهء فراوانى از متفكَّران هستند كه در بارهء زيباييهاى معقول يا نمى انديشند ، يا آنها را بسيار سطحى و بىاساس تلقّى مى كنند و حتّى متفكَّرانى هستند كه نمى خواهند