ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٩ - چه انگيزه اى باعث شده است كه متفكَّران دوران معاصر دين را بعنوان عامل يا يكى از عوامل مؤثر در تاريخ بحساب نمى آورند
واقعيّات بوده باشد . بنظر مى رسد انگيزهء اين بىتوجّهى شگفتانگيز دو عامل است : عامل يكم - بىاطَّلاعى از هويّت دين و نقش آن در حيات انسانها است كه متأسّفانه افراد فراوانى از متفكَّران و دانشمندان حرفه اى مبتلا به آن مى باشند و مى توان گفت : اينان در بارهء دين دركى بالاتر از درك و معلومات مردم عامى كه با مقدارى از اصطلاحات آراسته شده باشد ، ندارند و همان اصطلاحات و معلومات محدوده را هم به تقليد از ديگران بدست آوردهاند .
عامل دوم - حسّاسيّت ( آلرژى ) شديدى است كه متفكَّران حرفه اى در بارهء مسائل و اصول معنوى دارند ، چنانكه فرويد با صراحت تمام اعتراف كرده است و ما در گذشته بان اشاره نموديم . و ما با قطع نظر از بىاطَّلاعىها و حسّاسيّتهاى بيمار گونهء بعضى از متفكَّران حرفه اى ، بخود واقعيّت اصرار مى ورزيم و به مفاد دلائلى كه براى ما اقامه و روشن مى گردد ، ارتباط خود را با واقعيّات تنظيم مى نمائيم . هنگامى كه در سرگذشت بشرى از قديمترين دورانها تاكنون به تحقيق مى پردازيم باين نتيجه مى رسيم كه هيچ تحوّل اساسى در هيچ يك از جوامع بشرى تاكنون صورت نگرفته است ، مگر اين كه پيشتازان آن تحوّلات رگ بينهايتگرائى و مطلقجوئى مردم آن جوامع را تحريك نمودهاند و با وعدهء سعادت مطلق و پيشرفت ابدى در ميدان حيات با كيفيّتى كه ايجاد كنندگان تحوّل منظور مى نمودند ، براى انسان كه با چهرهء مطلق با نوعى حالت خداگونه در آن مكتب تبليغ شده است مقصود خود را عملى مى نمودند .
شما اگر امروز با يك دقّت كافى در آرمانها و حيات بشرى كه مبنى بر آنها است ، مطالعه كنيد ، خواهيد ديد چه در شرق و چه در غرب ، جز حركت بدنبال عوامل لذّت و فرو رفتن در لذائذ و سپس نظاره بر رژهء تكرار رويدادها ، چيزى ديگر مشاهده نمى شود ، انسانها براى خود « فردا » ى اميدبخشى كه موجب شود باستقبال آن بشتابند سراغ ندارند ، بلكه « فردا » ها مانند مهمانهاى