ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٩ - ١٥ - برخوردارى از نيروها
تمدّن بر مبناى قدرت موقّت است ، زيرا قدرت چنانكه براى هيچ فردى مطلق و ابدى نيست همچنان براى هيچ گروه و جامعه اى هم نمى تواند مطلق و ابدى بوده باشد ، اين گونه تمدّن نه از آگاهى برخوردار است كه آگاهى را ترويج كند و نه اختيارى براى آن مطرح است كه طعم آزادى و استقلال شخصيّت را به مردمش بچشاند و نه معنائى براى رحمت و محبّت و لطف و ديگر مختصّات روح انسانى مى فهمد كه اجراى آنرا به پيشتازان در بارهء مردم جامعه توصيه نمايد و همهء مردم را نسبت بيكديگر از اين گونه صفات عاليهء انسانى برخوردار بسازد . بدينجهت است كه اين تمدّن سرتاسر تاريخ را بجاى بروز و اعتلاى مختصّات عالى انسانى كه علائم تكامل است ، بروز قدرتهاى ناآگاه و جبرى مى بيند كه بوسيلهء نابود ساختن ضعفاء شدّت و اوج مى گيرد [ نه اين كه به اعتلا برسد ، زيرا اعتلاء كلمه ايست كه باردار ارزش عظمت است ] سپس بوسيلهء عوامل درونى خود تدريجاً رو به ضعف و نابودى مى رود و يا با دست عوامل ديگر كه قوىتر از آن قدرت است راه سقوط و نابودى را پيش مى گيرد . در جريان اين طومار پيچيدنها ، نقاطى از آشيانهء زيبا را كه زمين ناميده مى شود تخريب مى نمايد و موادّ با ارزش و حياتى آنرا مستهلك مى سازند و آن گاه نام چنين جريان را تمدّن تكاملى مى گذارند ١٥ - برخوردارى از نيروها و پرهيز از هر امرى كه موجب شكست و سستى قوا بوده باشد ، بطورى كه عضلات و انديشهها و قدرتهاى مردم جامعه پشتيبان يكديگر بوده باشند . مجموع اين عوامل و نيروهاى تشكَّل يافته در چهار مورد بكار خواهند افتاد .
مورد يكم - برداشتن عوامل و نيروهاى مزاحم از مسير حركت ، خواه اين عوامل و نيروهاى مزاحم ، از همنوعان كه خود را انسان مى نامند بوده باشند ( عشّاق وفادار تنازع در بقاء ) و خواه از طبيعت كه با اشكالى گوناگون مى تواند سدّ راه انسانها بوده باشد .