ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٧ - ٦ - وفاء به عهد
لزمك فيه عهد اللَّه إلى طلب انفساخه بغير الحقّ ، فإنّ صبرك على ضيق أمر ترجو انفراجه و فضل عاقبته خير من غدر تخاف تبعته و أن تحيط بك من اللَّه فيه طلبة لا تستقبل فيه دنياك و لا آخرتك ( مالكا ، اگر پيمانى ما بين خود و دشمنت منعقد نمودى يا ضمانتى از خويشتن را به او پوشانيدى ، پيمانت را با وفاء حفظ نما و با حفظ امانت عهدهء خود را مراعات كن . و شخصيّت خود را سپرى در برابر تعهّدى كه بسته اى بساز ، زيرا از دستورات خداوندى هيچ چيزى مانند تعظيم وفاء به تعهّدها كه مورد اتّفاق نظر همهء اقوام و ملل ، با اين كه خواستههاى آنان با همديگر مختلف و آراء آنان پراكنده مى باشد ، نيست . [ حتّى ] مشركين [ كه مانند مسلمين مقيّد به صفات حميده و اخلاق فاضله نيستند ] در ميان خود بجهت مهلك بودن تخلَّف و حيله بازى به تعهّدهاى خود ملتزم بودند . پس ، به عهدهء خود نيرنگبازى راه مينداز ، و به پيمانى كه بسته اى خيانت مكن و مكر و حيله مپرداز ، زيرا هيچ كس بخدا جرأت نمى ورزد جز نادان شقىّ . خداوند متعال عهد و عهدهء خود را با رحمت واسعه اش براى امن و اطمينان مردم بيكديگر در ميان آنان گسترده است و تعهّد را منطقه اى ممنوعه قرار داده است كه مردم بر نيروى آن تكيه كنند و بر آن پناهنده شوند . پس نبايد در تعهّد هيچگونه افساد و خيانت و نيرنگ بوده باشد . مالكا : هيچ تعهّدى برقرار مكن كه بتوانى آن را به غير مقصود اصلى تأويل نمائى و بتوانى آن را از محتواى اصليش منحرف بسازى و هرگز پس از صراحت و تأكيد و دادن اطمينان ، با گفتار كج خود تعهّد را مختلّ مساز . اگر تعهّد الهى موجب شد كه در تنگناى قرار گرفتى ، اين تنگناى و مشقّت باعث نشود كه فسخ ناحقّ آن تعهّد را مطالبه كنى ، زيرا تحمّل تنگناى و مشقّت امرى كه اميد به برطرف شدن و عاقبت نيكوى آن دارى ، بهتر از آن حيله گريست كه همواره از عواقب وخيم آن در بيم و هراس باشى و بازخواست خداوندى از همه سو ترا احاطه كند و نتوانى از آن بازخواست نه در دنيا و نه در آخرت رها گردى . ) آيا يك انسان عاقل مى تواند ادّعا كند كه انسانها تمدّنى بوجود بياورند كه جريان پديدهء بسيار حسّاس و حياتى تعهّد بنحوى كه امير المؤمنين عليه السّلام در جملات فوق فرموده است ، نبوده باشد حقيقت اينست كه اگر