ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٨ - تقليد از گذشتگان در تاريخ و تكيه بر آنان
( بِأَهْدى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْه آباءَكُمْ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِه كافِرُونَ ) [١] ( بلكه آن تبهكاران [ در پاسخ پيامبر ] گفتند : ما پدرانمان را معتقد به عقائد امّتى دريافتيم و ما بر مبناى آثار آنان هدايت يافتيم و همچنين ما پيش از تو در هيچ آبادى مبلَّغى نفرستاديم ، مگر اين كه خودكامگان آن آباديها گفتند كه ما پدرانمان را معتقد به عقائد امّتى دريافتيم و ما از آثار آنان پيروى مى كنيم . [ آن فرستادهء خداوندى ] گفت : [ شما باز از پدرانتان تبعيّت خواهيد كرد ] اگر چه آنچه را كه من آوردهام هدايت كننده تر از آن باشد كه پدرانتان را معتقد بان يافتهايد ، آنان گفتند : ما به آن چه كه بشما فرستاده شده كفر مى ورزيم .
) ٢ - ( قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْه آباءَنا ) [٢] ( كافران گفتند : بلكه ما از آنچه كه پدرانمان را معتقد بان يافتهايم پيروى مى كنيم . ) مضمون اين دو آيهء مباركه در سورهء المائده آيهء ١٠٤ و الأعراف آيهء ٢٨ و يونُس آيهء ٧٨ و الأنبياء آيهء ٥٣ وارد شده است . در بررسى فلسفهء تاريخ و تحليل و تحقيق در بارهء اصول و عوامل اساسى آن ، توجّه و اهتمام به پديدهء تقليد و تبعيّت از گذشتگان ، مخصوصا از شخصيّتهاى چشمگير فوق العاده اهمّيّت دارد . مخصوصا تقليد ا شخصيّتهائى كه بعنوان بنيانگذاران مكتبهاى اجتماعى ، اقتصادى ، سياسى و فلسفى بطور عموم در تاريخ براى خود جاى چشمگير باز نمودهاند . اهمّيّت تجديد نظر و بررسىهاى دقيقتر در بارهء شخصيّتها از آنجا ناشى مى شود كه آراء و عقائدى كه اين شخصيّتها از خود در تاريخ بيادگار مى گذارند ، معمولا با استناد به آن شخصيّتها از هر گونه اعتراض و انتقاد بركنار مى ماند و بعبارت ديگر ما فوق اعتراض و انتقاد قرار مى گيرد .
خلفاى بنى عبّاس امير المؤمنينهائى هستند كه نبايد جز با احترام و تجليل از
[١] . الزّخرف آيهء ٢٢ تا ٢٤ .
[٢] . البقرة آيهء ١٧٠ .