ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١١ - ٢٢ - چگونه پيامبران الهى با افساد كنندگان در روى زمين مبارزهها كرده اند
خندهها و گريهها و تفكَّرات و احساسات و تخيّلات خود را هم در اسارت كمپيوتر قرار خواهند داد و بدين ترتيب اراده و جهت آنرا هم كمپيوترها تعيين خواهند نمود و در نتيجه انسانها مبدّل به يك عدّه اجزاء ناآگاه و بىاراده اى در صحنهء طبيعت خواهند گشت يكى از دانشجويان در همان موقع از جاى برميخيزد و مى گويد : استاد عزيز ، بياد داشته باشيد كه كليد كامپيوترها بالاخره در دست خود انسان است و انسان در آن موقع كه احساس كرد جبراً بوسيلهء كمپيوتر معدوم مى شود ، با جبر قوىترى بوسيلهء مهار كمپيوترها بوجود خود ادامه خواهد داد . آن استاد رياضى [ كه فقط با داشتن مقدارى از شناختهاى رياضى خود را در همهء علوم و فلسفهها صاحبنظر مى ديد ، در حالى كه يك روز پس از آنكه اين جانب در دانشكدهء علوم تهران سخنرانى كرده بودم بمن گفت : « من هيچ فلسفه نخواندهام » ] ساكت مى شود و دنبال بحث را نمى گيرد . خلاصه ما نبايد عظمت وجودى انسان را تا حد كرم پيله بپائين بياوريم و بگوئيم او اسير بافتهها و ساختهها و ابزارهائى كه خودش آنها را ساخته است ، مى باشد البتّه اين نكته را فراموش نمى كنيم كه مى توان بعضى از انسانها را براى هميشه و همهء انسانها را بمدّتى محدود با تلقين و فريب اسير جبرى ساخته و پرداختهء خود آنان قرار داد ، ولى همهء انسانها را براى هميشه نمى توان اسير جبر همه چيز ساخت . خلاصه ، ناديده انگاشتن قدرت و اراده و انديشهء انسان در تشكيل تاريخ خويشتن به اضافهء اين كه بوى ، هواى قهوه خانههاى نيهليستى ( هيچ و پوچ گرائى ) مى دهد ، رسالتى در تحقير انسان را بالخصوص از خود نشان مى دهد كه برنامهء اساسى آن اينست كه اى انسان ، بنشين تا عوامل جبرى كه در برابر قدرت و اراده و انديشهء تو داراى توانائى نبوده و امكان تسليم شدن در برابر ترا داشت ، بيايند و موجوديّت مادّى و معنوى ترا بسازند برخى از نويسندگان در بارهء فلسفه و تحليل تاريخ كه اصرار در تسليم نمودن انسان به عوامل ناآگاه و بىارادهء محيط و اجتماع و عوامل مربوط