ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠١ - ٢١ - پيامبران الهى مردم را با دور كردن از فساد و افساد و ترغيب و تحريك به صلاح و اصلاح در مسير تكامل قرار مى دادند
و دانش فرا گرفتن و حقّ شناسى و تكاپو براى خدمت بهم نوع و غير ذلك .
اگر كسى بگويد : همهء امتيازات كه بشر صاحب آن مى شود ، جبرى است ، چون چنين شخصى اساسىترين بعد انسانى را ناديده مى گيرد ، ما سخنى با چنين شخصى نداريم . يعنى چنين شخصى مى گويد : آن انسانهائى كه در اين دنيا با بعد احساس تعهّد برين و احساس شريف تكليف عمل به وظيفه مى نمايند و داراى درجه اى از عظمتاند كه در برابر انجام وظيفه هيچگونه پاداشى نمى طلبند ، حيوانات احمقى هستند كه بر ضدّ جبر طبيعى حيوانى خود قيام نموده و از جبر لذائذ و منافع چشم پوشيدهاند پيامبران الهى و حكماى راستين و اخلاقيّون به پيروى آنان ، همهء كوششهاى خود را در اين مسير مبذول نمودهاند كه براى ورود انسانها به ميدان تكامل ( بدست آوردن امتيازات ارزشى ) آنان را از فساد و افساد كردن دور و به صلاح و اصلاح ترغيب و تحريك نمايند . لذا ما معتقديم كه انبياى عظام با همكارى بسيار نزديك و ضرورى با عقول و وجدانهاى پاك آدميان ، ميدان زندگى را براى تكامل آماده نموده و عامل حركت و تكاپو را در انسانها بوجود آوردهاند و اين حركت دائمى بوسيلهء انبياء و وجدانها و عقول در همهء دورانها و جوامع مشاهده شده است كه :
< شعر > از جمادى مُردم و نامى شدم و ز نما مُردم ز حيوان سر زدم مُردم از حيوانى و آدم شدم پس چه ترسم كى ز مُردن كم شدم جملهء ديگر بميرم از بشر تا بر آرم از ملائك بال و پر از ملك هم بايدم جستن ز جو كلّ شيء هالك إلَّا وجهه بار ديگر از ملك پرّان شوم آنچه آن در وهم نايد آن شوم پس عدم گردم عدم چون ارغنون گويدم إنّا إليه راجعون < / شعر > همان گونه براى هابيل فرزند حضرت آدم عليه السّلام جريان داشته است كه براى نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد و علىّ صلوات اللَّه عليهم أجمعين