ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٧ - دليل دوم - براى اثبات اين حقيقت كه بشر براى پيشرفت و تكامل ارزشى خود بطور مستمرّ قانونى حركتى انجام نداده است
انقلاب طرح نموده است ، سابقه دارد و شما مى توانيد همين هدف را در عناصر و پديدههاى دينى و فرهنگى گذشتگان بخوبى مشاهده كنيد . بعنوان مثال در نتيجه گيرى از قصّهها و اساطير آفريقاى باستانى جملات زير بدست آمده است : « انديشههاى لطيف فلسفى و باورداشتهاى متعالى مذهبى ، پا بپاى خرافه گرائى و گمانهاى ساده لوحانه و كودك پسندانه ، عموما در افسانهها منعكساند .
اسطورهها همانند كانهاى زغال سنگ ، انبوهى از زغال ، و رگههاى الماس را با هم و درهم دارند . از اين روى تا اسطوره كاوى ، نسج افسانهها را ، از شكل قصّه گونهء آنها به واحدهاى اوّليّهء فكرى ، به نخستين ياختههاى تشكيل - دهندهء عقيدتى آنها ، باز پس نكاود ، ما هرگز به گوهرهاى مكنون و پايدار لطائف انديشهء بشرى ، در بطن اسطورهها پى نخواهيم برد . در حقيقت صرفنظر از جنبهء تفريحى ، و لالائى گويانهء افسانهها - آنچه كه مطالعه در اسطورهها را براى پژوهندگان تاريخ رشد فكر فلسفى ، براى تجلَّى جويان وجدان عامّ بشرى ، براى مردم شناسان ، براى جامعه شناسان ، براى كارشناسان مقايسه اى اديان ، براى آرمانشناسان و ديگر انديشمندان علوم انسانى و ادبيّات عامّيانه ، اجتناب ناپذير مى سازد ، انعكاس وجود همين ديرينترين ذخائر فكرى و ناآگاه اقوام مختلف در اسطورهها است . » [١] ولى اين حقايق انسانى براى هر جامعه و دورانى از همهء جهات يكسان تلقّى نمى گردد . مثلا حقائق اقتصادى زمانى آن انگيزگى را ندارد كه همهء شئون بشرى را تحت الشّعاع خود قرار بدهد ولى در زمانى با اجتماع شرايطى مناسب انگيزگى مزبور را پيدا مى كند و بطور كلَّى چنانكه در عوامل محرّك تاريخ گفتيم : هر يك از آن عوامل بمقتضاى شرايط و اوضاع و احوال مى تواند در سير تاريخ و بروز كيفيّتهاى اوّليّه و ثانويّه تأثير اساسى داشته باشد .
[١] . آفريقا - افسانههاى آفرينش تأليف يولى باير ترجمهء ژ . آ . صديقى ص ١٧٧ و ١٧٨ .