ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٧ - ٨ - قضيّهء دوم - انسان قانون علَّيّت را از بين نمى برد و معدومى را موجود و موجودى را معدوم نمى كند بلكه با تحصيل آگاهىها و قدرتهاى متنوع در علَّيّت علَّتها و انگيزگى انگيزهها در رابطه با خويشتن تصرّف مى نمايد
موقعيّتهاى شايسته و شايسته تر و وصول به آنها ، در علَّيّتها و انگيزگىهاى اشياء تصرّف نموده و راه خود را براى گسترش موجوديّت خود در طبيعت و ميان همنوعان خود ادامه داده است .
لذا بايد گفت :
٨ - قضيّهء دوم - انسان قانون علَّيّت را از بين نمى برد و معدومى را موجود و موجودى را معدوم نمى كند بلكه با تحصيل آگاهىها و قدرتهاى متنوع در علَّيّت علَّتها و انگيزگى انگيزهها در رابطه با خويشتن تصرّف مى نمايد .
براى درك و پذيرش مطلب فوق يك مثال بسيار ساده را در نظر مى گيريم : يك توپ زيبا و يك اسباب بازى خوشايند شخصيّت و من ما را در دوران كودكى تحت تأثير جدّى قرار مى داد بطورى كه براى ما چيز ديگرى بعنوان مطلوب در اين دنيا مطرح نمى گشت ، ولى امروزه كه دهها سال از آن حالت كودكى فاصله گرفتهايم ، نه تنها آن اسباب بازى كمترين تحريكى در ما نمى تواند ايجاد كند ، بلكه اگر براى كودكانمان نيازى به تصوّر آن اسباب بازى نداشتيم شايد كه سالها مى گذشت و اصلا آنها را در ذهن خود خطور نمى داديم . در اين جريان چنين نيست كه اسباب بازىها را كه ذهن ما در كودكى بوجود مى آورد امروزه نابود شده و از بين رفتهاند ، امروزه خيلى بهتر از آنها وجود دارد ولى شخصيّت ما ، تفكَّر ما و آرمانها و هدف گيرىهاى ما خيلى خيلى بالاتر از آن است كه ما را رها كنند كه ما به آن اسباب بازيها متوجّه شويم . بنا بر اين ، آنچه كه واقعيّت پيدا كرده است اينست كه قدرت و استعدادهاى به فعليّت رسيدهء ما ، علَّيّت و انگيزگى هر آنچه كه در گذشته ما را تحت تأثير خود قرار مى داد ، از بين برده است ، نه وجود آن را . بطور خلاصه مى گوئيم : هر اندازه كه استعدادهاى آدمى بيشتر به فعليّت مى رسد و بر آگاهىهاى او افزوده مى شود و قدرت انتخاب او گسترده تر مى گردد ، قدرت او در ايجاد تغيير در علَّيّت علَّتها و انگيزگى انگيزهها رو به افزايش مى رود بنا بر اين ، اين مطلب