ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٢ - ٤ - مقصود از فلسفهء تاريخ چيست
كه در وى نموده و به انگيزگى عاطفه دست بكار مزبور زده است . احتمال مى رود علَّت آن كار ، يك احساس انسانى والا بوده باشد . شايد علَّت درخواست قرضى بوده باشد كه از گيرندهء صد تومان صورت گرفته است . ممكن است علَّت ، قيمت كالائى بوده باشد كه از گيرندهء پول خريدارى نموده است .
همچنين ممكن است علَّت ، آزمايش كردن گيرندهء پول است كه آيا وى طمعكار است و پول را خواهد گرفت يا داراى شخصيّت بزرگى است و در مقابل آن پول خود را نخواهد باخت . ممكن است اصلا پول مال كسى ديگر است و پرداخت كنندهء پول نقشى بيش از وساطت ندارد . همچنين احتمالات فراوانى وجود دارد كه هر يك مى تواند علَّت انتقال پول از كسى به كسى ديگر بوده باشد .
لذا به مجرّد مشاهده پديدهء مزبور نمى توان با قاطعيّت تمام علَّت را تعيين نمود .
مثال دوم - ما انسانى را مى بينيم كه خوشحال و شادمان است . آيا هيچ مى دانيد كه احتمال علل در بارهء پديدهء مزبور به عدد صدها علَّت و انگيزهء بوجود - آورندهء خوشحالى مى باشد همچنين كسى كه در اندوه فرو رفته باشد ، آيا مى دانيد براى تعيين علَّت و انگيزهء آن ممكن است صدها احتمال وجود داشته باشد . همچنين در تحوّلات و رويدادهاى تاريخ بدانجهت كه ، يك تحوّل يا يك جريان نمى تواند علَّت مشخّص خود را همزمان و با خصوصيّات بارزى كه علَّت بودن آن را بطور قطع معيّن نمايد ، با خود داشته باشد ، و چنانكه در دو مثال ساده متذكَّر شديم اغلب معلولهائى كه پاى انسان در سلسلهء علل آنها در كار باشد ، احتمالات متعدّدى در بارهء پيدا كردن علَّت بوجود مى آيد ، لذا يك تحليلگر آگاه بايد تمامى آن احتمالات را براى پيدا كردن علَّت حقيقى و يا عوامل متعدّدى كه ممكن است در بوجود آمدن تحوّل يا جريان تاريخى مفروض نقش داشتهاند مورد بررسى و دقّت قرار بدهد .
٤ - مقصود از فلسفهء تاريخ چيست كلمهء فلسفه چنانكه مى دانيم داراى يك مفهوم عامّ است كه از بررسى