فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٦٣ - اشتراك علل چهارگانه در احكام
جسميّه كه در تمام اجسام مساوى است.
صورت خاصّ آن است كه هر نوعى از انواع داراى صورت نوعيّه خاصّى
باشد كه منشاء آثار مختصّ بخود باشد و از اين تقرير معلوم شد كه مقصود از صورت
خاصّ همان صورت نوعيّه است.
غايت عام آن است كه مترتّب باشد بر فعل خاصّ و معيّنى بدون اينكه
خصوصيّتى و تعيّنى در شخصى دون شخصى باشد مانند ازاله صفراء كه بر نوشيدن
سكنجبين يا روغن بنفشه در حال ناشتا مترتّب است بدون اينكه خصوصيّتى در فاعل
شرب باشد.
غايت خاصّ آن است كه مرتّب باشد بر فعل خاصّى با خصوصيّت فاعل
نظير مسافرت كردن زيد به بلد كذائى بجهت ملاقات دوست خصوصى خود كه هر
مسافرتى از هر شخصى به بلد معهود داراى غايت مذكور نيست.
شرح عربى: او كلّيّة او ما هو الجزئى: فالفاعل الكلّى ما يكون غير مواز لما بأزائه
من المعلول بل اعمّ كالطّبيب لهذا العلاج.
و الجزئى كهذا الطّبيب العلاج او كالطّبيب للعلاج و قس عليه
البواقى.
ترجمه: هر كدام از علل اربعه يا كلّى بوده و يا جزئى مىباشند.
فاعل كلّى آنستكه موازى با آنچه از علّت بازائش هست نباشد بلكه از آن
اعمّ فرض گ ردد مانند طبيب نسبت باين علاج خاصّ.
فاعل جزئى مانند اين طبيب براى اين علاج يا طبيب براى مطلق علاج.
و قياس كن بر آن باقى علل را.
شرح فارسى:
توضيح
٤- هر كدام از علل اربعه يا كلّى بوده و يا جزئى مىباشند:
فاعل كلّى آن است كه از نظر عموم و خصوص با معلول مساوى نبوده بلكه از
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج٢ ؛ ص٩٦٣
لول اعمّ باشد مثل فاعل بودن طبيب مطلق نسبت به علاج اين مرض خاصّ.