فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٢٠ - وحدت و كثرت
شرح فارسى:
توضيح
وحدت و كثرت
ديگر از لواحق ماهيّت بحث از وحدت و كثرت است.
در تعريف وحدت گ فتهاند: عبارتست از غير قابل قسمت بودن چ يزى قهرا
كثرت در مقابل آن است يعنى قابل قسمت بودن.
البتّه همانطورى كه مرحوم مصنّف فرموده اين دو احتياج به تعريف نداشته
و بدون آن معلوم و مشخّص هستند و بفرموده مرحوم علّامه در شرح تجريد اين دو از
متصوّرات بديهيّه بوده و در تصوّرشان محتاج باكتساب و تعريف نيستند فلذا
تعريفاتى كه براى اين دو شده است تمام شرح لفظ آنها است چ نان چ ه مفاهيم وجود
و وجوب نيز چ نين هستند و علّت عدم احتياج آنها به تعريف اين است كه وحدت
مثلا از تمام اشياء اعمّ بوده قهرا اعرف از آنها نيز مىباشد پ س معرّفى اعرف از آن
نيست تا بتوان بوسيله آن وحدت را تعريف نمود.
و دليل اعرف بودن اعمّ از اخصّ را مرحوم مصنّف اينطور بيان مىكند:
ذات و نفس انسانى بلحاظ اينكه از عالم قدس يعنى عالم كلّى است با
كلّيّات بيشتر مأنوس است فلذا اين سنخيّت باعث شده كه به آنها عرفان بيشتر داشته
باشد تا جزئيّات و چ نان چ ه گ فتيم وجود و وجوب و وحدت و كثرت اعمّ از تمام
اشياء هستند لذا اين مفاهيم نسبت به غير خود نزد انسان آشناتر هستند لا جرم
نمىتوان غير را معرّف اينها قرار داد.
قوله: فلا يعتاص عليك: عاص يعاص از باب فرح يفرح است بمعناى دشوار
گ رديدن و ممتنع شدن.
قوله: وحدة عند العقول: از نظر عقل وحدت اعرف از كثرت است چ نان چ ن
خيال كثرت را اعرف از وحدت قرار مىدهد.
برهان اعرفيّت وحدت:
عقل ابتداء كلّيّات و امور عامّه را درك مىكند پ س از آن شروع در تفصيلات
مىنمايد و چ ون وحدت اعمّ از كثرت است قهرا اعرف از آن نيز مىباشد.
برهان اعرفيّت كثرت: