فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٢٦ - نتيجه مقدمه سوم
شده باشد.
شرح فارسى:
توضيح
مقدّمه چ هارم
در صورتى كه قوّه شوقيّه بعد از حركت بغايتش نرسد حركت و فعلش بلحاظ
اين قوّه محسوب مىگردد اگرچه نسبت بقوّه عامله چ نين نيست زيرا غايت آن حاصل
و مترتّب است.
البتّه ناگفته نماند مقصود از باطل نه آن است كه از اوّل بدون غايت و
بلا هدف باشد بلكه منظور غير نائل و لا واصل به غرض و هدف است چ ه آنكه بين
اين دو معنا فرق بسيار است، اوّلى بمعناى فعل بدون غايت و دوّمى بمعناى ممنوع و
محجور از غايت است.
چ نان چ ه فرق است بين اينكه درختى اساسا ميوه ندهد و بين اين كه مانعى
از حصول آن پ يش بيايد همچون سرمازدهگى و امثال آن كه اين نوع افعال بدون
ترتّب غايت را بلحاظ اينكه عالم كون و فساد، عالم قسر و دار الموانع است افعال
قسرى نامند.
قوله: و لم يصادفها: يعنى لم يصادف الغاية.
قوله: سمّى فعله باطلا: ضمير در « فعله » به قوّه شوقيّه راجع است.
قوله: بالنّسبة اليها: ضمير در « اليها » به شوقيّه راجع است.
قوله: لانّها صادفت غايتها: ضمائر مؤنّث به قوّه عامله راجع مىباشند.
قوله: و كونه باطلا: ضمير در « كونه » به فعل راجع است.
قوله: طريق وصوله الى الغاية: ضمير در « وصوله » به فعل برمىگردد.
قوله: لا انّه لا غاية له: ضمير در « انّه » و « له » به فعل راجع مىباشد.
قوله: و بين كونه بحيث: ضمير در « كونه » به الشّيئ راجع است.
قوله: فاذا ضربها البرد: ضمير مؤنث در « ضربها » به شجره راجع است.
قوله سمّى ذلك قسرا: مشار اليه « ذلك » « البرد » مىباشد.
قوله: من لوازمه: يعنى من لوازم عالم كون و فساد است.