فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٢٨ - نتيجه مقدمه سوم
احدهما: انّ المبدء البعيد له يكون هو التّخيّل فقط بلا فكر و فى
هذا الامر يشاركه اخواته.
و الآخر: ان يتطابق الشّوقيّة و العامله فى الغاية بمعنى ما اليه الحركة و
بهذا يفترق عنها كما قلنا:
ترجمه: مرحوم مصنّف در ذيل: ذو الغايتين، مىفرمايد:
اين عبارت شروع است به بيان فرق بين عبث و جزاف و عادت و قصد
ضرورى در اصطلاح و شرح آن اينستكه:
فعليكه داراى دو غايت است براى دو مبدء قريب و اقرب بوده نه اينكه
نسبت بقوّه شوقيّه باطل محسوب شود در صورتيكه براى آن تخيّل بتنهائى و بدون فكر
مبدء باشد آنرا عبث خوانند.
قابل توجّه است اگر تخيّل با فكر همراه باشد آنرا فعل محكمى كه مغيّا به
غايت فكريّه است خوانند.
البتّه در عبث شرط است ما اليه الحركة نهايت و غايتش باشد.
و بعبارت ديگر:
در عبث دو امر شرط و اعتبار شده:
اوّل: آنكه مبدء بعيد آن فقط تخيّل بوده بدون اينكه فكر همراهش باشد كه
در اين امر عبث با نظائرش مشاركت دارد.
دوّم: قوّه شوقيّه و عامله در آن از نظر غايت مطابق باشند يعنى در ما اليه
الحركة متّحد فرض شوند و باين ملاحظه از ساير نظائرش جدا و مشخّص مىگردد.
شرح فارسى:
توضيح
مقدّمه پ نجم
در اين مقدّمه مرحوم مصنّف توضيح هر كدام از افعال « عبث، جزاف عادت
و قصد ضرورى» و فرق بين آنها را با يكديگر بيان مىكند.