فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٢٤ - نسبت بين ذات و حقيقت و ماهيت
بطور مطلق تعلّق مىگيرد و لازمه آن اينستكه انسان من حيث هو از وجود بطور مطلق
خالى باشد چ ه وجودى كه عين ماهيّت بوده يا جزء آن فرض شده و يا از آن خارج
باشد و نفس انسان همان نفسش بوده باشد و اين معنا باطل است بخلاف آنكه عكس
آن گ فته شود يعنى حيثيّت مزبور جزء محمول فرض گ ردد.
شرح فارسى:
توضيح
براى ماهيّت دو نحوه عوارض گ فته شده:
١- عوارض براى وجود ماهيّت همچون كتابت و حركت و سكون كه
عارض بر ماهيّت انسان مىشوند بشرط وجودش.
٢- عوارض براى نفس ماهيّت و آن عبارت از عوارضى است كه بر
ماهيّت موجوده عارض مىشود نه آنكه وجود در آن بنحو قيد ملاحظه شود بلكه بطور
ظرف اعتبار مىگردد همچون مفهوم وجود و وحدت و امكان و امثال ذلك.
و در فرق بين اين دو عارض گ فتهاند:
ماهيّت اگر باعتبار نفسش ملاحظه شود نه بعوارض وجود متّصف است و
نه بنقائض آنها فلذا مكرّر در عبارات گ فته شده:
الماهيّة من حيث هى هى لا متحرّك و لا بلا متحرّك لا كاتب و لا بلا كاتب.
ولى نسبت به عوارض ذات و طوارى حقيقتش اينطور نيست بلكه بيكدام
از طرفين (اصل- نقيض) لا محاله متّصف است لكن اينطور نيست كه اين سنخ
عوارض عين ماهيّت يا جزء آن باشند و بعبارت مرحوم مصنّف حيثيت نفس ماهيّت
با حيثيّت آنها متغاير مىباشد زيرا بديهى است اين عوارض مصاحب با ماهيّت
بوده نه آنكه نفس ماهيّت يا جزء آن باشند و فرق بين اين دو بسى واضح و روشن
است.
و از تقرير اين فرق، فرق ديگرى ظاهر مىشود و آن اينست كه:
در قضاياى سالبه اگر ماهيّت من حيث هى و باعتبار ذاتش موضوع بوده و
محمول يكى از عوارض وجود آن باشد مىتوان حرف سلب را از موضوع مؤخّر آورده