فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٤٧ - راى مشائين و نقد مصنف
و بعضى ديگر از اهل دانش صور عقليّه را در ذهن حال (مقبول) و نفس را
قابل و محلّ دانستهاند و در نتيجه قيام آنها بنفس را قيام حلولى فرض نمودهاند و
مرحوم مصنّف مىفرمايد اگر كاف را به معناى حرفى و تشبيهيّه تقدير كنيم اشاره به
اين قول بوده و معناى عبارت اين طور مىشود:
علم علّت بمعلول از قبيل علم حضورى است نظير علم ما بصور عقليّه و
مشابه با آن است زيرا وقتى علم نفس بصور عقليّه حضورى بود با اين كه نفس قابل
و صور مقبول هستند و در جاى خود ثابت شده كه نسبت مقبول بقابل نسبت امكانى
است بايد علم علّت بمعلول بطريق اولى حضورى باشد چ ه آنكه نسبت بين علّت و
معلول ضرورى و وجوبى است خصوصا كه اگر علّت فاعلى حضرت حقتعالى فرض
شود زيرا حضرتش تمام معلولات و مخلوقات را از عالم ليس و عدم بوادى وجود و
اقليم ايس آورده و به آنها كمال بخشيده و بديهى است معطى كمال و موجد وجود
خود فاقد آن نبوده و ممكن نيست از حيطه وجودش و سعه نورش ذرّهاى مخفى باشد
بطورى كه در علم به آن محتاج بواسطه و صورت باشد كه به بركت آن صورت
مجهول برايش منكشف شود «تعالىاللّه عمّا يقوله الظّالمون».
پ س مقالهاى كه از بعضى مشّائين نقل شده كه علم حضرتش به كائنات را
قبل از ايجاد حصولى و محتاج بارتسام صور مىدانند كلامى است باطل و اشبه
بخرافات و مزخرفات مىباشند.
متن: « ٣٤٧، ٣٤٦، ٣٤٥ »
|
و العلم تفصيلى او اجمالىّ |
كذاك فعلىّ او انفعالىّ |
|
|
فعليّة سبب المعلوم |
و الانفعالىّ من المرسوم |
|
|
فى العقل بعد ما فى الاعيان حصل |
في اوّل يحصل غبّ ما عقل |