فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٤٦ - راى مشائين و نقد مصنف
علم حضورى: عبارت است از حضور معلوم نزد عالم حتّى اهل دانش
گ فتهاند در علم حضورى حضور نفس معلوم خارجى (معلوم بالعرض) علم است.
راى مشّائين و نقد مصنّف
پ يروان مكتب مشّاء علم حضورى را منحصر در يك فرد مىدانند و آن علم
عالم به ذات خود است و غير آن را علم حصولى دانستهاند حتّى گ فتهاند علم
حقتعالى بموجودات قبل از ايجاد حصولى و ارتسامى است يعنى محتاج بصورت
حاصله است و البتّه اين كلام در نهايت اشتباه و غايت سخافت است.
مرحوم مصنّف مىفرمايد:
اين حصر صحيح نيست بلكه علم حضورى خود بر دو قسم است:
١- علم عالم بذات خود چ نان چ ه ايشان گ فتهاند.
٢- علم علّت بمعلول همچون علم حقتعالى بموجودات ماسوى يا علم
انسان بصور مرتسمه در ذهن چ ه آنكه اگر علم انسان بصور حصولى باشد محتاج
بصورت مىشود و لازمه آن اثبات صورت براى صورت و مآل آن محذور تسلسل
است لذا اين علم بايد حضورى باشد تا محذور مزبور لازم نيايد.
قوله: انكانت الكاف تمثيليّة الخ: بين ارباب اصطلاح اتّفاقى است كه صور
خياليّه از فعل نفس و بانشاء آن است نزاع در صور عقليّه است.
صدر المتألّهين و جمعى از محقّقين برآنند كه اين صور نيز مانند صور خياليّه
بفعل و انشاء نفس است و بنابراين مسلك قيام صور بنفس قيام صدورى مىشود و
مرحوم مصنّف در حاشيه همين قول را اختيار نموده و در متن كتاب مىفرمايد
در صورتى كه كاف اسميّه باشد و بمعناى « مثل » فرض شود معناى عبارت چ نين
مىشود:
علم علّت به معلول از قبيل علم حضورى است مثل صورى كه در علم
حصولى ما باشياء در ذهن مرتسم مىشوند كه علم عالم بآن صور از سنخ علم علّت
بمعلول بوده در نتيجه علم حضورى مىشود.
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج٢ ؛ ص١٠٤٧