تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٨١ - مسئله بيست و چهارم حرمت سخنچينى
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
نميمه از معاصى كبيره بوده و خداوند دربارهاش مىفرمايد:
و يقطعون ما امر اللّه به ان يوصل و يفسدون فى الارض، اولئك لهم اللّعنة و لهم سوء الدّار.
ايشان آنچه را كه حقتعالى امر به وصلش نموده قطع كرده و در زمين فساد مىكنند، برايشان باد لعنت حقّ و گرفتارى در شدائد آخرت.
تقرير استدلال باين آيه جهت حرمت نميمه آنستكه:
حقتعالى در اين آيه شريفه براى كسانيكه آنچه را كه خدا امر بوصلش نموده قطع مىنمايند و مرتكب فساد مىشوند عذاب آخرت را ثابت و حتمى نموده و پرواضح است شخص نمّام از كسانى استكه آنچه خداوند متعال امر به وصلش نموده قطع كرده و در زمين فساد مىنمايد لاجرم مشمول آيه قرار مىگيرد.
برخى از علماء فرمودهاند:
مقصود از « فتنه » در آيه شريفه:
و الفتنه اكبر من القتل ( فتنه از كشتار عظيمتر مىباشد).
همين نميمه و سخنچينى است.
و در باب سحر قبلا گفتيم كه امام عليه السّلام در ضمن روايتى كه مرحوم طبرسى در احتجاج روايت نموده وجوه و انحاء سحر را بيان فرموده و سپس بيان كردند نميمه و سخنچينى بين دو دوست عظيمتر از سحر مىباشد.
و از عقاب الاعمال مرحوم صدوق نقل شده كه ايشان از حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كردهاند:
كسيكه حركت كند بمنظور سخنچينى بين دو نفر حقتعالى در قبر بر او آتشى مسلّط كند كه وى را بسوزاند و وقتى از قبر بيرون آمد بر وى مارى سياه مسلّط كند گوشت او را بگزد تا داخل جهنّم شود.
و اخبار و رواياتيكه دلالت مىكنند بر اينكه نمّام به بهشت داخل نمىشود و بسرحدّ استفاضه مىرسند.
پس از آن مىفرمايند:
و دليل بر حرمت نميمه و سخنچينى در وقتيكه مقول عنه از اظهار آنچه نزد مقول فيه