تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٧٢ - حكم عمل مباح براى ظلمه و نقل روايات
عرض كردم: بلى.
فرمودند: كسيكه بقاء و ماندن ايشان را دوست داشته باشد از ايشان محسوب مىشود و كسيكه از ايشان باشد در آتش داخل مىگردد.
صفوان مىگويد:
پس از اين گفتگو رفتم و تمام شترانم را فروختم، اين خبر به هارون رسيد پس مرا خواند.
بمن گفت: اى صفوان شنيدم شترانت را فروختهاى.
گفتم: بلى.
گفت: براى چه؟
گفتم: من پيرمردى هستم كه سنّ و عمرم بالا رفته و غلامانم نيز كارها را آنطور كه شايد و بايد انجام نمىدهند لذا آنها را فروختم.
هارون گفت: هيهات هيهات (اين سخنت از واقع بدور است) من مىدانم چه كسى تو را باين كار راهنمائى كرده، او موسى بن جعفر است.
گفتم: من را با موسى بن جعفر چكار.
گفت: اين سخنان را واگذار، بخدا قسم اگر حسن مصاحبتت نبود و با تو دوست نبودم حتما تو را مىكشتم.
و مثل روايتى كه در تفسير « الرّكون الى الظّالم» وارد شده، در اين روايت آمده است:
شخصى نزد سلطان جور مىآيد و دوست دارد زمانيكه وى دست در كيسهاش كرده و در هم يا دينارى درآورده و بوى مىدهد او زنده و باقى باشد، همين مقدار ركون الى الظّالم و اعتماد بوى محسوب مىشود.
و غير اين روايات از احاديث و اخبارى كه ظاهر آنها بر وجوب دورى و اجتناب از ظلمه دلالت دارد.
و از همين جا است وقتى ببرخى از بزرگان عرض شد:
من مردى هستم كه براى حاكم و سلطان جور خيّاطى مىكنم آيا اين امر باعث مىشود كه من در اعوان ظلمه داخل باشم.