تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٧٣ - حكم عمل مباح براى ظلمه و نقل روايات
آن شخص بزرگ فرمود: معين و كمك كار ظلمه كسى است كه به تو سوزن و نخ فروخته ولى تو، از نفس ظلمه محسوب مىشوى.
و در روايت سليمان جعفرى كه از كتاب تفسير عيّاشى نقل شده آمده است:
داخل شدن در اعمال ظلمه و كمك بايشان و بدنبال حوائج آنها رفتن مساوى با كفر بوده و عمدا بايشان نگريستن از معاصى كبيرهاى است كه بواسطهاش استحقاق آتش پيدا مىشود.
شرح مطلوب
قوله: من غير ان يعدّ معينا له فى ذلك: ضمير نائب فاعلى در « يعدّ » به عامل و ضمير مجرورى در « له » به ظالم برگشته و مشار اليه « ذلك » ظلم ظلمه مىباشد.
قوله: للاصل: يعنى اصالة الاباحة.
قوله: مثل رواية ابن ابى يعفور: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (١٢) ص (١٢٩) نقل فرموده و قبلا آنرا ذكر نموديم.
قوله: او النّهر يكريه: مقصود از « كرى النّهر» لاى روبى كردن جوى مىباشد.
قوله: رواية محمّد بن عذافر: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (١٢) ص (١٢٨) باين شرح نقل فرموده:
محمّد بن يعقوب از عدّهاى اصحاب، از سهل بن زياد، از على بن اسباط، از محمّد بن عذافر، از پدرش قال: قال ابو عبد اللّه عليه السّلام:
يا عذافر: نبئت انّك تعامل ابا ايّوب و الرّبيع فما حالك اذا نودى بك فى اعوان الظّلمه؟
قال: فوجم ابى.
فقال له ابو عبد اللّه عليه السّلام لمّا رأى ما اصابه الخ.
قوله: فوجم: يعنى از ترس و وحشت زبانش بند آمد و نيز بمعناى غمگين شد و سكوت اختيار كرد آمده.
قوله: رواية صفوان بن مهران الجمّال: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (١٢) ص (١٣١) باين شرح نقل فرموده: