تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩١٨ - حكم عقود و ايقاعات و اقوال محرمه در صورت اكراه
انشاء زيرا اراده مزبور قابل اكراه و اجبار نيست لذا وقتى زيد را بر فروش خانهاش اكراه و مجبور كردند مكره (بصيغه اسم فاعل) از او مىخواهد كه بگويد: بعت دارى و امّا اينكه بر قصد انتقال و نيّت نقل نيز او را مورد اكراه قرار داده باشد ابدا چنين نيست حال با توجّه باين نكته اگر زيد با اينكه مىتواند اراده بيع يعنى نقل را نكرده و به مجرّد صيغه كه بيع صورى است اكتفاء كند چنين نكرده بلكه علاوه بر اجراء صيغه اراده معناى بيع را نيز بكند و رسما انشاء بيع نمايد پس از روى اختيار بيع كرده و نبايد معاملهاش لغو و بىاثر باشد و بعبارت ديگر:
زيد كه مىتواند توريه كند و تنها صيغه بيع را بدون قصد معنا بخواند و بدين ترتيب خود را از اكراه مكره نجات دهد اگر اين طريق را رها كرده و از روى اختيار معنا را نيز اراده كند بيعش صحيح و مؤثّر است يعنى اين بيع را نمىتوان، بيع اكراهى گفت تا در نتيجه بىاثر باشد، بنابراين اكراه بر بيع واقعى مختصّ است بكسى كه بواسطه عدم معرفت بتوريه بر آن قادر نبوده يا عدم التفات بآن وى را غير متمكّن قرار داده باشد همانطورى كه عنوان « اضطرار به كذب» اختصاص بشخصى دارد كه قادر بر توريه نبوده و عاجز از آن محسوب گردد.
شرح مطلوب
قوله: فى غير مقام توقّف تحقّق المصلحة: مقصود موردى است كه شخص بر توريه قادر باشد.
قوله: الرّاجحة عليه: ضمير در « عليه » به كذب راجع بوده و جارّ و مجرور متعلّق است به « توقّف » .
قوله: الّا انّه يمكن القول بالعفو عنه: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد و ضمير در « عنه » به قبح برمىگردد.
قوله: فى الاصلاح: يعنى اصلاح بين دو نفر يا دو طائفه.
قوله: مع انّه قبيح عقلا: ضمير در « انّه » به كذب در مورد اصلاح و سبّ و تبرّى در صورت اكراه برمىگردد.
قوله: و ان قدر على التّورية: ضمير در « قدر » به كاذب راجع است.